برگردان به زبان ساده
. . . سرخپوش
چنان بسته آورد زنگی زوش
هوش مصنوعی: قرمزپوش با چنان ظرافتی زنگی به همراه آورده است که همه را تحت تأثیر قرار میدهد.
نهادند زنجیر در گردنش
به زنجیر چون شیر نر کردنش
هوش مصنوعی: آنها بر گردن او زنجیری گذاشتند تا همچون شیر نر او را تسلیم و مجبور کنند.
چو ازتیره شب پاسی اندر گذشت
دلیران برفتند از روی دشت
هوش مصنوعی: هنگامی که نیمه شب سپری شد و صبح نزدیک شد، دلیران از روی دشت حرکت کردند.
فرود آرمیدند یکسر به جای
نه بانگ تبیره نه زخم درای
هوش مصنوعی: آنها به طور کامل در جایی فرود آمدند، نه صدای آتش و نه زخم و آسیبی وجود نداشت.
چه زنگی چنان خواب کردار دید
سربخت از خواب بیدار دید
هوش مصنوعی: چه صدایی است که چنان خواب و خیال را به هم ریخته، که شانس و سرنوشت از خواب بیدار شده و واقعیتها را به چشم میبیند.
درآمد به نیرو و بگسست بند
سر پاسبانان هم از تن بکند
هوش مصنوعی: زندگی با قدرت و نیرو آغاز میشود و زنجیرهایی که مانع پیشرفت و آزادی بودند، شکسته میشوند.
از آن پاسبانان بکشت او چهار
وز آن پس بشد همچو ابر بهار
هوش مصنوعی: او چهار نفر از پاسبانان را کشت و بعد از آن مانند ابرهای بهاری شد، به گونهای که به سرعت و آسانی تغییر کرد و پراکنده گردید.
چنین تا به نزد سپهبد رسید
زمین بوسه داد آفرین گسترید
هوش مصنوعی: وقتی به پیش سپهبد رسید، بر زمین بوسه زد و آفرین و ستایش را گسترش داد.
چه دیدش بشد شاد دل شهریار
ز شادی بشد باده را خوستار
هوش مصنوعی: شاه دلشاد و خوشحال شد و از سر شادی، خواستار باده و شراب گردید.
می و نقل و مرغ و قدح خواستند
یکی بزم شاهانه آراستند
هوش مصنوعی: به درخواست آنها، شراب، نقل، مرغ و جام فراهم آورده شد و مجلس باشکوهی برپا کردند.
همی باده خوردند و شادان شدند
بر این گونه تا خور برآمد بلند
هوش مصنوعی: آنها شراب نوشیدند و شاد شدند و به این ترتیب، تا خورشید بالاتر آمد.