برگردان به زبان ساده
برون خواست بردن ز آوردگاه
که برداشت گرد سپهبد سیاه
هوش مصنوعی: از میدان جنگ بیرون آمده، سپهبد سیاه (سررشتهدار جنگ)، عزم رفتن دارد و به کارهای خود پایان میدهد.
عنان اژدهای سیه را سپرد
ز نعل سیه گرد بر ماه برد
هوش مصنوعی: در این بیت، به تصویر کشیده شده است که شخصی، قدرت و کنترل یک اژدهای تاریک را به دست میگیرد و آن را به سوی روشنایی و زیبایی (ماه) هدایت میکند. این بیان به نوعی نمایانگر تلاش برای تبدیل شرایط سخت و ناامیدکننده به حالتهای بهتر و روشنی است.
خروشان چه نر اژدهائی دژم
چه کوهی کشد کوه خارا بدم
هوش مصنوعی: خروشان به چه نر و سیاهکام چون کوهی، سنگینبار شده است.
یکی نعره ای بر سیه پوش زد
تو گفتی که دریا ز کین جوش زد
هوش مصنوعی: یک نفر فریادی زد که لباس سیاه به تن داشت، تا جایی که به نظر میرسید مانند دریا به خاطر خشم طغیان کرده است.
که ای حیره برباره کن تنگ تنگ
که اینک هم آوردت آمد به جنگ
هوش مصنوعی: ای حیره، به کناری برو و جا را برای جنگ خالی کن، زیرا رقیبت اکنون آماده نبرد است.
سیه پوش گفتا که ای نامدار
دلیری و گردنکش و کامکار
هوش مصنوعی: دختری با لباس سیاه گفت: ای نامدار، تو شجاع و بلندمرتبه و موفق هستی.
بمان تا هم آورد خود را به جای
رسانم پس آنگه کنم رزم رای
هوش مصنوعی: بمان تا من توانایی خود را به دست بیاورم، سپس برای مبارزه آماده خواهم شد.
نبگذارمت گفت ای نامدار
که او را بری بسته از کارزار
هوش مصنوعی: من تو را تنها نمیگذارم، ای بزرگوار، چرا که او را به جنگ بستهاند.
سیه پوش گرزی بزد بر سرش
سپر خرد گشت و بر و افسرش
هوش مصنوعی: زنی که لباس سیاه بر تن دارد، با ضربتی که بر سرش فرود آمد، سپر خرد و عقلش شکست و تاج و افسرش نیز از بین رفت.
روان خون شد از بینی نامور
چه از لؤلؤی عاج مرجان تر
هوش مصنوعی: عزیز معروف به خاطر غم و اندوهش اشک میریزد و این اشکها از او به قدری زیبا و درخشان است که از گرانبهاترین جواهرات هم ارزشمندتر به نظر میرسد.
بگفت و برآورد شمشیر تیز
بدو اندر آورد روی ستیز
هوش مصنوعی: او صحبت کرد و شمشیر تیز را بالا آورد و به سوی او حمله کرد.
بزد تیغ و ببرید تار کمند
روان جست زنگی همان گه ز بند
هوش مصنوعی: شخصی با شمشیرش طناب را برید و آزادی را به دست آورد، خود را از قید و بند رها کرد.
سیه پوش گرز گران برکشید
خروشی چه شیر ژیان برکشید
هوش مصنوعی: کسی که لباس سیاه پوشیده و نیزهای سنگین به دست گرفته، صدایی مانند غرش شیرهای بزرگ را به راه انداخته است.
بدو اندر آمد چه ابر بهار
بشد گرم هنگامه کارزار
هوش مصنوعی: به او خبر دادند که ابر بهاری رخت بر بسته است و زمان نبرد و کارزار در حال گرم شدن است.
برآورد آن اسب کان تیغ تیز
درآمد چه شیر ژیان در ستیز
هوش مصنوعی: آن اسب با شجاعت و توانایی خاص خود برخواست، چنان که هنگامی که شیر در میدان نبرد حاضر میشود.
چه برقی که بر کوه آید ز میغ
بزد بر سر آن سیه پوش تیغ
هوش مصنوعی: چقدر جالب و جذاب است که رعد و برق از ابرها بر میخیزد و بر روی کوه میتابد و همچون تیغی بر سر کسی که لباس سیاه پوشیده، خورشید را نمایان میکند.
سپر با سرگرد در هم درید
شد از خون سر چهره اش ناپدید
هوش مصنوعی: سپر در هم شکسته شد و سرگرد از خون خود ناپدید گشت.
عنان را به پیچید و شد در گریز
نیارد بر شیر روبه ستیز
هوش مصنوعی: تاکید بر این است که فردی با چالاکی و سرعت از یک موقعیت پرخطر فرار میکند و نمیتواند در برابر چالشها و موانع مقاومت کند. او به جای نبرد، به سمت فرار میرود.
برآمد غو هر دو لشکر بابر
جهان بود گوئی به کام هژبر
هوش مصنوعی: نبرد شدید و پرهیاهویی میان دو لشکر به پا شد که گویی جهان به دست یک شیر بزرگ افتاده است.
سیه پوش شد با نقیب سیاه
چنان زخم خورده از آوردگاه
هوش مصنوعی: او با لباس سیاه و در حالی که زخمها و جراحتهای زیادی از میدان نبرد دارد، به سیاهی و اندوهی عمیق دچار شده است.
برون کس نیامد به رزمش دگر
از آورد برگشت آن شیر نر
هوش مصنوعی: هیچکس دیگری در میدان جنگ با او روبهرو نشد، و آن شیر نر از نبرد دست کشید و برگشت.
فرود آمد آنگاه شیر ژیان
طلایه برون رفت از هر کران
هوش مصنوعی: شیر ژیان از آسمان و زمین پایین آمد و جلوهای از خود را در همهجا نمایان کرد.