برگردان به زبان ساده
سواری برون آمد از آن سپاه
بپوشید(ه) از پای تا سر سیاه
هوش مصنوعی: یک سوار از آن سپاه بیرون آمد که تمام بدنش را به رنگ سیاه پوشانده بود.
چه آمد به میدان کمان کرد زه
به رخ پرده برده به ابرو گره
هوش مصنوعی: چه چیزی به میدان آمد که با چ弓 کمان کشیده شد و پردهای را که در آسمان بود کنار زد و گرهای را گشود؟
چه آمد به زنگی ببارید تیر
چه زنگی چنان دید مانند شیر
هوش مصنوعی: چه بر سر زنگی آمد که تیر ببارید، به گونهای که او را مانند شیر دید.
ز تیرش بپیچید سر در زمان
خروشید مانند شیر ژیان
هوش مصنوعی: پس از برخورد با تیرش، سرش به شدت چرخید و در آن لحظه، مانند شیر خروشید.
کشید از کمربند چوب سترگ
بشد پیش آن شیر مانند گرگ
هوش مصنوعی: شخصی از کمربند بزرگ چوبی خود چیزی برداشت و به سمت آن شیری که مانند گرگ بود پیش رفت.
چنان بر سرش کوفت آن چوبدست
که ترکش همه خورد در هم شکست
هوش مصنوعی: به قدری به سر او ضربه زد که تمام تیرک های آن چوبدست خرد و شکسته شد.
کمند از کمر کرد آن شیر باز
بیفکند زی زنگی سرفراز
هوش مصنوعی: آن شیر قوی قامت، کمند را از کمرش باز کرد و به زنگی سرفراز افکند.
سر زنگی زوش آمد به بند
برانگیخت آن گرد سرکش سمند
هوش مصنوعی: سر زنگی از راهی نزدیک آمد و به قدرت و تندی، آن گردن سرکش اسب را به حرکت وا داشت.
چه زنگی به نیروی بگسست خام
برون جست چون مرغ وحشی ز دام
هوش مصنوعی: صدا یا زنگی که به وسیله نیرویی شکسته شده، مانند پرنده وحشی از دام خارج میشود.
به سنگ گران آخت آنگاه دست
در آمد بدو تند چون پیل مست
هوش مصنوعی: سختی و چگالی سنگ باعث شد که دست به آن نرود و در نتیجه، با نیرویی شدید و تند مانند فیل مست به آن ضربه زد.
نخستین بزد بر سر باره سنگ
که مغزش فرو ریخت در دشت جنگ
هوش مصنوعی: در آغاز، فردی بر روی تکهای سنگ ضربهای زد و مغز این سنگ در میدان جنگ متلاشی شد.
جوان سیه پوش آمد فرود
بشد سوی زنگی به مانند دود
هوش مصنوعی: یک جوان با لباس سیاه به زمین فرود آمد و به سمت زنگی (شخصی با موهای درهم و سفید) رفت، مانند دودی که در فضا به آرامی حرکت میکند.
کمربند زنگی به چنگ آورید
قدش را دو تا همچو چنگ آورید
هوش مصنوعی: کمربند زنگدار را به دست بگیرید و قد او را دو برابر به گونهای که شبیه چنگ باشد، تنظیم کنید.
ربودش ز جا تند بنهاد پست
به تندی روان هر دو دستش به بست
هوش مصنوعی: او را به سرعت از جای خود برداشت و به آرامی در مکانی پایینتر قرار داد، در حالی که هر دو دستش را به شدت میفشرد.
چه بر بست او را یل نامدار
بیامد ز پیش سپه یک سوار
هوش مصنوعی: یار نامداری او را مهار کرد و سپس یک سوار از پیش سپاه به او نزدیک شد.
یکی باره آورد او برنشست
سر پالهنگ سیاهش به دست
هوش مصنوعی: او یک بار او را به بالای تخت آورد و سیاهپوشی در دستانش بود.