برگردان به زبان ساده
فرود آمد آنگه یل دیوبند
برآمد دم نای هندی بلند
هوش مصنوعی: پس از آنکه قهرمان دیوبند به زمین آمد، صدای نای هندی به گوش رسید و به وضوح بلند شد.
شد آگه از آن سرخ پوش سوار
که آمد ز پس نامور شهریار
هوش مصنوعی: سوار سرخپوشی که از پشت به شهریار معروف نزدیک میشود، آگاه شد.
بشد در شگفت آن یل نامور
همی لب گزید و بجنباند سر
هوش مصنوعی: آن جنگجوی مشهور که همواره در قهر و قدرت بود، به شدت متوجه یک واقعه عجیب شد و در حالی که لبش را نمیزدید، سرش را تکان داد.
که چل روز رفت و بیامد چنین
مراین نامور یل ز مغرب زمین
هوش مصنوعی: چهل روز گذشت و او با این ویژگیهای برجستهاش از سمت مغرب زمین آمد.
بفرمود تا کوس بنواختند
همی رزم را باز پرداختند
هوش مصنوعی: فرمان داد تا طبل را به صدا درآورند و دوباره به نبرد ادامه دهند.
چه روز دگر شد زمین عطربار
دو لشکر ببستند تنگ استوار
هوش مصنوعی: روزی دیگر فرا رسیده که زمین بوی دلانگیزی گرفته و دو ارتش با استحکام و دقت در کنار هم قرار گرفتهاند.
برا(فرا)ختند از دورویه علم
جهانی پر از ناله گاودم
هوش مصنوعی: از دوردستها، علم و دانشی فراهم آمده که جهان را مملو از نالهها و شکایتهای گاوها کرده است.
دو لشکر برابر چه گشتند راست
تو گفتی که از دشت کین کوه خاست
هوش مصنوعی: دو ارتش برابر در میدان نبرد آماده شدند و تو بهدرستی گفتی که از دشت جنگ، کوههای بزرگ و سختی سر برآوردهاند.
دلیری بناوردگه راند اسپ
برش رفت زنگی چه آذرگشسپ
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر درباره شجاعت و قدرت یک دلیر صحبت میکند که در میدان نبرد مانند اسب تندرو و نیرومند، به پیش میرود. او به صورتی توصیف شده که همانند یک قهرمان بزرگ و بیباک، به مبارزه میپردازد و با روحیهای نیرومند، به سمت هدفش حرکت میکند.
چه زنگی سر ره بدان دیو بست
یکی حربه از چوب بودش بدست
هوش مصنوعی: سوار بر اسبی که زنگی به گردنش آویزان است، به سوی آن دیو رفت. او در دست خود سلاحی چوبی داشت.
پیاده به نزد همآورد رفت
همآورد را نیزه کین گرفت
هوش مصنوعی: شخصی پیاده به سمت رقیب خود رفت و رقیب نیز نیزهای برای مبارزه آماده کرد.
به نیزه بر زنگئی زوش شد
چه آتش که از باد در جوش شد
هوش مصنوعی: سردی و زنگ زدگی نیزه، با زبانههای آتشین و تند بادی که به آن برخورد کرد، از بین رفته و داغ شد.
بزد دست زنگی سنانش گرفت
اجل بود گفتی که جانش گرفت
هوش مصنوعی: دست زنگی به تیرش گرفت و مرگ او را در چنگال خود داشت، بهطوری که گویی جانش را گرفته بود.
کشیدش ز دست و گرفتش کمر
یکی برخروشید چون شیر نر
هوش مصنوعی: یک نفر دست دیگری را گرفت و او را به سمت خود کشید، سپس او مانند شیر نر فریادی کشید.
کشیدش ز پشت تکاور بزیر
ز هم بر دریدش چه خرگوش شیر
هوش مصنوعی: فردی قوی و چابک، حیوانی را که به شدت از هم شکافته و مجروح کرده، به زیر میکشد. مانند خرگوشی که در برابر شیر قرار میگیرد و به راحتی شکست میخورد.
یکی دیگر آمد میان سپاه
ز هم بر دریدش همان گه سیاه
هوش مصنوعی: یکی دیگر به سپاه نزدیک شد و وقتی به او رسید، او را از هم جدا کرد و در همان لحظه، او به رنگ سیاه در آمد.
برآمد فغان از همه دشت و راغ
چه سنجد ملخ پیش چنگال زاغ
هوش مصنوعی: صدای ناله و فغان از تمام دشتها و باغها بلند شده است. چه ارزشی دارد یک ملخ در برابر چنگال یک زاغ؟
چنین تا از ایشان دو ده مرد کشت
به چنگال و دندان سیاه درشت
هوش مصنوعی: دو ده مرد به دندان و چنگال تاریک و بزرگشان کشته شدند.