برگردان به زبان ساده
چو آمد بر او تیر بارید چیر
نشد تیر بر گبر او جایگیر
هوش مصنوعی: وقتی بر او تیری آمد، نتوانست آن را در خود جای دهد و تیر بر او اثر نکرد.
یکی خشت برداشت آن دیو زشت
بزد بر بر ماه فرخنده خشت
هوش مصنوعی: یک دیو زشت، یک تکه آجر برداشت و آن را بهسوی ماهی خوشبخت پرتاب کرد.
زره بر درید و به پستان رسید
شکستی بدان سان بدستان رسید
هوش مصنوعی: زره را پاره کرده و به سینه رسید، به گونهای که شکست، به دستانش رسید.
چه شد تالبش خسته ز آن حشت ماه
به پیچید رخ رفت ز آوردگاه
هوش مصنوعی: چرا تالش او خسته شده است از آن تیرگی که از طرف ماه به او میرسد و چهرهاش را پنهان کرده و به میدان نرفته است؟
چه دید آن چنان تند گشتاسپ اسب
برانگیخت آمد چه آذرگشسپ
هوش مصنوعی: در این بیت، به توصیف حالتی اشاره شده که گشتاسب، شخصیت اسطورهای، ناگهان تحت تأثیر یک واقعه قرار میگیرد. او به سرعت و با شتاب، سوار بر اسبش، به سمت حادثهای حرکت میکند که به گونهای او را متوجه ساخته است. اسب آذرگشسپ، نمادی از قدرت و شجاعت، به این سرعت و هیجان میافزاید.
به ارهنگ آویخت چون شیر زوش
دل ازکینه نامداران به جوش
هوش مصنوعی: او به مانند شیری که به چنگال خود آویخته شده است، بر اثر کینهای که از بزرگان دارد، دلش به شدت جریحهدار و متلاطم است.
یکی رزم مردانه کردند سخت
ولیکن از ایران بدی خفته بخت
هوش مصنوعی: مردان جنگجو با شجاعت به نبرد پرداختند، اما از سرزمین ایران، تقدیر به گونهای تلخ و ناامیدانه رقم خورده است.
سم اسب گشتاسپ بر شد به چاه
در افتاد یل از فراز سیاه
هوش مصنوعی: اسب گشتاسپ با شتابی به سمت چاه رفت و در اثر این حرکت، قهرمان از بالای اسب به داخل چاه سقوط کرد.
در افکند ارهنگ پیچان کمند
سر شاهزاده درآمد به بند
هوش مصنوعی: اگر کمند پیچیدهای بیندازد، سر شاهزاده به دام خواهد افتاد.
چه لهراسپ آن دید در قلب گاه
بزد اسپ آمد میان سپاه
هوش مصنوعی: لهراسپ، در میانه نبرد، دید که اسبش چه وضعیتی پیدا کرده و به خاطر این وضعیت، نگران و دلنگران شد.
چو زال آن چنان دید بر کرد اسپ
سواران زابل چه آذر گشسپ
هوش مصنوعی: زمانی که زال این منظره را مشاهده کرد، سوارکاران زابل را با چه قدرت و شجاعت بر اسبها دید.
همه سرسوی رزمگاه آمدند
بیاری فرخنده شاه آمدند
هوش مصنوعی: همه به سمت میدان نبرد آمدهاند تا به یاری شاه خوشبخت و پیروز بشتابند.
گرفتند ارهنگ را در میان
وزین روی ارجاسپ آمد دمان
هوش مصنوعی: در میانهی فعالیتها و تلاشها، ناگهان چهرهای باوقار و با عظمت ظاهر شد.
بریدند آن حلقه ها(ی) کمند
سر شاهزاده برون شد ز بند
هوش مصنوعی: آن حلقههای کمند را بریدند و شاهزاده از بند رهایی یافت.
چه ارجاسپ آمد به آوردگاه
چکاچاک شمشیر بر شد به ماه
هوش مصنوعی: ارجاسپ به میدان نبرد آمد و با صدای درخشان شمشیرش مانند ماهی درخشید.
دو لشکر دو دریای تیر و تبر
همه بسته چون کوه از کین کمر
هوش مصنوعی: دو گروه جنگجو همچون دو دریای پر از تیر و شمشیر در برابر یکدیگر ایستادهاند و به خاطر دشمنی عمیقشان، به شدت آماده نبرد هستند، دقیقاً همانطور که کوهها با استحکام و ثبات ایستادهاند.
پیاده بیامد به پیش سپاه
ز پس پیل و رخ بر رخ آن هر دو شاه
هوش مصنوعی: به طور طبیعی، فردی در حالی که پیاده به سمت سپاه میآید، از پشت فیل و رو در روی دو پادشاه قرار میگیرد.
نخستین کمان از سواران درشت
یکی تیره باران بکردند چست
هوش مصنوعی: یکی از سواران بزرگ و نیرومند، با شتاب کمان نخستین را آماده کرد و تیراندازی کرد که همچون باران به نرمی و فراوانی بر زمین میبارید.
چنان گشت روی هوا پر ز تیر
ز شست دلیران نخجیرگیر
هوش مصنوعی: بر اثر تیراندازی، آسمان به قدری پر از تیر شده بود که روی آن به شدت دچار آشفتگی و سردرگمی شده بود. دلیران مانند شکارچیان ماهر، با شجاعت و دقت به کار خود ادامه میدادند.
نه نم ز آسمان آمدی بر زمین
نه بر آسمان برشدی گرد کین
هوش مصنوعی: شما نه از آسمان به زمین آمدهاید و نه از زمین به آسمان صعود کردهاید، در واقع در میانه این دو عالم قرار دارید.
ز بس گرد لشکر زمین جوش زد
فلک بر فلک پنبه در گوش زد
هوش مصنوعی: از شدت شور و هیجان در میدان نبرد، آسمان به هم ریخت و با صداهایی مانند پنبه در گوش، به گوش آسمان رسید.
نمودی کسی گر از آن رزم پشت
رسیدیش در پشت تیری درشت
هوش مصنوعی: اگر کسی در نبرد بر تو حمله کند، مثل تیر بزرگی که از پشت به تو برخورد کند.
ز غیرت وگر ایستادی به جای
ندیدی سر از تیغ در پیش پای
هوش مصنوعی: اگر به خاطر غیرت و شجاعت خود ایستادهای، به این نکته توجه کن که در مقابل دشمن، خطر همیشه در کمین است. باید مراقب باشی که تیغ و خطر در دستان تو و در برابر پای تو قرار دارند.
اجل پر ز شمشیر آهن گداز
هوا پر ز پیکان جوشن گداز
هوش مصنوعی: مرگ مانند شمشیری تیز و برنده است و فضایی که در آن قرار داریم، مملو از تیرهایی است که به سرعت میزنند و میسوزند.
اجل در ستیزنده مأوا گرفت
خدنگ یلان در جگر جا گرفت
هوش مصنوعی: مرگ به جایگاه خود درآورده و تیرهای دلیران در دل نشسته است.
چنان فتنه برخاست از هر طرف
که شد رسم مهر از جهان بر طرف
هوش مصنوعی: فتنهای به وجود آمد که از هر سو شدت گرفت و به همین دلیل محبت و دوستی از جهان رخت بربست.
ز بس تیر در سینه شد جایگیر
بشد سینه صندوق پیکان تیر
هوش مصنوعی: به خاطر آسیبهای فراوانی که تیرها به سینه زدی است، سینهات مانند صندوقی پر از تیر شده است.
ز خون دشت مانند جیحون همه
ستوران در او گشته گلگون همه
هوش مصنوعی: در این بیت بیان شده است که مثل رودخانه جیحون، دشت پر از خون شده و همهٔ اسبها در آن خونین و سرخپوش گشتهاند. این تصویر به شدت به وقایع تلخ و دلخراش اشاره دارد که در آن جانداران به خاطر جنگ یا کشتار دچار آسیب و سرخی شدهاند.
کمند از کمین بست راه نفس
به مرگ یلان ناله کردی جرس
هوش مصنوعی: کمند از کمین به تله افتاد و راه نفس را به مرگ کشاند، همانطور که یلان (مردان شجاع) به خاطر صدای جرس ناله کردند.
ز بس کز کمان جست تیر و تبر
تکاور برآورد از تیر پر
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه تیر و تبر از کمان بهقدری با قدرت پرتاب میشوند، کسانی که با توانایی و مهارت در این زمینه فعال هستند، با شدت و سرعت زیادی اقدام میکنند.
میان سپاه اندرون زال زر
خورشان همه بود چون شیر نر
هوش مصنوعی: در میان سپاه، زال و لشکریانش مانند شیر نر قدرتمند و شجاع بودند.
بدست اندرش گرز سام سوار
همی بود جوشان چو ابر بهار
هوش مصنوعی: اگر کسی در دستش گرزی از سام سوار داشته باشد، همانند ابر بهار جوش و خروش دارد.
بدان سو که او حمله بردی بکین
ز خون زود کردی سراسر زمین
هوش مصنوعی: بدان سو که تو حمله کردی، زمین را به زودی از خون پر کردی.
به پیرانه سرکردی آن کارزار
که دست جوانان بماندی ز کار
هوش مصنوعی: در روزهای پیری، تو به جنگی رفتی که جوانان از انجام آن بازماندند.
میان سپه ره بارهنگ بست
مر آن آهنین گرز سامش بدست
هوش مصنوعی: در میان لشکر، راهی به سوی بارهنگ گشود و آن گرز آهنین را در دست داشت.
چو از دور ارهنگ یالش بدید
بلرزید بر خویش مانند بید
هوش مصنوعی: زمانی که از دور صدای یال اسب را شنید، مانند بید لرزید و به خود لرزید.
کاز آن پیش از او دیده بد دستبرد
کجا کرده بالش سپهدار خرد
هوش مصنوعی: برخی از مردم قبل از او، با نادانی و فریب، به خواب راحتی که داشتند، آسیب رساندهاند.
برانگیخت باره بیامد برش
به تندی یکی تیغ زد بر سرش
هوش مصنوعی: خواستند او را به سرعت و شدت از جایی بلند کنند و ناگهان ضربهای بر سرش فرود آمد.
بدزدید یال از دم تیغ زال
سر تیغ آن بدرگ و بد سکال
هوش مصنوعی: یال را از پشت تیغ زال بربایید، زیرا سر تیغ او را هم از میان بردارید و جای آن را با چیز دیگری پر کنید.
بزانوی زال زر آمد دلیر
بشد خسته زانوی آن نره شیر
هوش مصنوعی: دلاوری ز شجاعت زال به میدان آمد و با وجود خستگی، از قدرت و استقامت خود دست برنداشت.
بدزدید زانو یل کامیاب
سر تیغ آمد به سوی رکاب
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به صحنهای از یک مبارزه اشاره میکند. شخصی موفق و یل (رزمنده) در حال جنگ است و به گونهای ماهرانه و با دقت، حرکاتش را انجام میدهد. او در حال نزدیک شدن به رقیب خود است و با استفاده از سلاحش به سمت او حمله میکند، به طوری که حرکاتش به شدت مؤثر و درست به نظر میرسد. این تصویر از تواناییهای یک شخص در میدان جنگ و لحظات حساس آن حکایت میکند.
رکاب از دم تیغ ببریده شد
چنین بخت یکباره گردیده شد
هوش مصنوعی: بر اثر یک حادثه ناگهانی، سرنوشت به شکلی غیرمنتظره تغییر کرد و رشته زندگی قطع شد.
درافتاد زال از فراز ستور
که ایرانیان جمله کردند شور
هوش مصنوعی: زال از بالای اسب به میدان نبرد فرود آمد و همه ایرانیان را به حرکت و شور و هیجان واداشت.
بر ارهنگ بستند ره استوار
بکردند دستان یل را سوار
هوش مصنوعی: بر روی آهنگ راهی محکم ایجاد کردند و دستان قهرمان را سوار کردند.
بشد خیره ارهنگ از آن حرب خویش
همی رزم می کرد و می رفت پیش
هوش مصنوعی: او با دلی پر از هیجان و شجاعت به جنگ میرفت و در حال نبرد بود، در حالی که به جلو حرکت میکرد.
چنان خون روان شد ز تیغ بلند
که خون رفت چون نیل در هیرمند
هوش مصنوعی: خون به قدری از زخم چاقو جاری شد که مانند رود نیل در هیرمند روان گردید.
بر ایران سپه شد چو گیتی درشت
دلیران نمودند از رزم پشت
هوش مصنوعی: سربازان به ایران هجوم آوردند، همانطور که جهان به سوی ویرانی رفت و دلیران در میدان نبرد شجاعت نشان دادند.
دل آشفته از رزم لهراسپ شاه
به شهر اندرون با شکسته سپاه
هوش مصنوعی: دل پریشان و نگران از نبرد لهراسپ شاه، به شهر درون برده شده و سپاه شکستخوردهای را همراه دارد.
همه گرد آن شهر لشکر نشست
همه دشت در خون و خنجر نشست
هوش مصنوعی: همه نیروها دور آن شهر تجمع کردهاند و تمامی دشت پر از خون و شمشیر شده است.
که از راه توران سواری چه کرد
بیامد شده روی چون لاجورد
هوش مصنوعی: سوارکار از طرف توران آمد و چهرهاش مانند سنگ لاجورد درخشان و زیبا شده بود.
به ارجاسپ گفتا که ای شهریار
ز دستت برون رفت توران دیار
هوش مصنوعی: به ارجاسپ گفتند که ای پادشاه، سرزمین توران از کنترل تو خارج شده است.
یکی لشکر آمد ز دریای چین
بزد خیمه در دشت توران زمین
هوش مصنوعی: یه گروه بزرگی از نیروها از سمت دریای چین به سوی دشت توران آمدند و در آنجا خیمه زدند.
سپهدار خاقان به همراه اوست
یکی پهلوان پیش درگاه اوست
هوش مصنوعی: رئیس سپاه حاکم در کنار او قرار دارد و یکی از جنگجویان قوی هم در برابر او ایستاده است.
مگر تیز چون شیر دارد به جنگ
چه فیلش گشاده برو تیز چنگ
هوش مصنوعی: آیا چون شیر تیز و مهارتدیده است، در جنگ قدرتش را به کار نمیبرد؟ برو و با دقت و سرعت عمل کن.
اگر دیر تازی ایا شهریار
بگیرد همه ملک توران دیار
هوش مصنوعی: اگر شهریار تازی به تأخیر بیفتد، تمام سرزمینهای توران به دست او میافتد.
گذر کرد از گنگ افراسیاب
بسیج آنکه آمد سپه با شتاب
هوش مصنوعی: کسی که با شتاب و سرعت به میدان آمده، از سرزمین افراسیاب پر از شگفتی و حادثه عبور کرده است.
چو بشنید ارجاسپ شد خیره زان
ز جا جست چون باد اندر زمان
هوش مصنوعی: وقتی ارجاسپ این خبر را شنید، حیران و شگفتزده شد و مانند باد به سرعت از جای خود جست.
به ارهنگ گفتا که برخیز تفت
که از دست ما ملک توران برفت
هوش مصنوعی: به ارهنگ گفتند که بلند شو و بیدار شو، زیرا که از دست ما سرزمین توران رفته است.
که ایران خود از ماست هر که هست
که ما راست گردان ایران بدست
هوش مصنوعی: ایران سرزمین ماست و هر کسی که در آن زندگی میکند، باید به حقیقت و صداقت آن احترام بگذارد و ایران را با دست خود بسازد و پیش ببرد.
سراپرده برکند و بنواخت کوس
ز گرد سپه شد جهان آبنوس
هوش مصنوعی: سراپرده را کنار زد و با صدای طبل، به نشان جنگ و رزم، دنیا را به زیبایی سیاه رنگ ساخت.
از ایران به توران سپه سرنهاد
به شد شاه ترکان به مانند باد
هوش مصنوعی: از ایران به سرزمین توران لشکر کشید و شاه ترکان با سرعتی همچون باد حرکت کرد.
چنان بد که چون شهریار جوان
به چین برد لشکر ز هندوستان
هوش مصنوعی: چنان زشت و ناخوشایند است که مثل یک پادشاه جوان وقتی لشکری از هند به چین ببرد.
که ز آنسان به توران سپاه آورد
وز آنجای بر سوی راه آورد
هوش مصنوعی: او از آنجا به توران لشکری فرستاد و از آنجا به سمت راه حرکت کرد.
نماید به ایرانیان دستبرد
بدان تا بدانند آهنگ گرد
هوش مصنوعی: به ایرانیان نشان میدهد که تا چه اندازه نیاز است که به مسائل و واقعیات اطراف خود توجه کنند و از خواب غفلت بیدار شوند.
هنر از گهر آشکارا کند
خبردار از آن خود نیا را کند
هوش مصنوعی: هنر با درخشش خود، انسان را به شناخت واقعی و درونیاش میرساند و او را از زیباییهای وجودش آگاه میسازد.