برگردان به زبان ساده
چه کشتیش آمد به دریای چین
برون آمد از کشتی آن گرد کین
هوش مصنوعی: کسی که تو را کشت، در دریای چین به زمین افتاد و از کشتی آن، انتقام و کینه بیرون آمد.
بزد خیمه در پیش دریا کنار
جهان جوی شیراوژن نامدار
هوش مصنوعی: چادر را به دشت کنار دریا برپا کرد و جهانی را مانند جوی شیرین و مشهور به نام شیراوژن به تصویر کشید.
همه مرز چین برهم آمد ازین
که آمد سپاهی به دربند چین
هوش مصنوعی: همه مرزهای چین به هم ریخت و از بین رفت، به خاطر اینکه نیرویی به دروازهی چین حمله کرد.
چه بشنید خاقان یکی لشکری
فرستاد در دم بکین داوری
هوش مصنوعی: خاقان که فردی قدرتمند است، خبر از وقوع یک مشکل یا نارضایتی را میشنود و بلافاصله فرمان میدهد که یک گروه نظامی به سمت آن محل فرستاده شود تا به سرعت این مشکل را بررسی و رفع کنند.
که گر رزم جویند رزم آورند
مبادا که این بوم و بر بسپرند
هوش مصنوعی: اگر کسانی به دنبال جنگ و نبرد باشند، باید آماده باشند برای مبارزه و نباید اجازه دهند که وطن و سرزمینشان به خطر بیفتد.
سپهبد یکی ترک منقاش نام
سپه برد بیرون ز چین کاه شام
هوش مصنوعی: سپهبدی از قوم ترک با نام منقاش، سپاهی را از میان چین کاه شام به بیرون آورد.
دوره شش هزار ازیلان دلیر
بهمراه آن ترک آمد چو شیر
هوش مصنوعی: شش هزار سال دلیران به همراه آن ترک، مانند شیر به میدان آمدند.
چونزد سپاه سپهبد رسید
بزد کوس و صف بست و لشکر کشید
هوش مصنوعی: زمانی که سپاه فرمانده به جایی رسید، با صدا زدن و کوبیدن طبلهای جنگ، صف کشید و لشکر را آماده نبرد کرد.
فرستاد مردی هم اندر زمان
به پیش سپهدار روشن روان
هوش مصنوعی: مردی در آن زمان به سوی فرمانده شجاع و با روحیه فرستاده شد.
کازین آمدن کام و رای تو چیست
کئی و چه نامی درای تو چیست
هوش مصنوعی: چرا به سوی عشق میآیی و هدف و آرزوی تو چیست؟ نام و نشانی که در دل داری چیست؟
که این مرز چین است و شیران چین
بهر بیشه دارنده ره در کمین
هوش مصنوعی: این سرزمین، سرزمین چین است و شیران آن در کمینگاهها هستند تا بر سر داراییهای طبیعت و منابع جنگلها تسلط پیدا کنند.
به توران اگر برد خواهی سپاه
تو را نیست زین مرز خونکاره راه
هوش مصنوعی: اگر بخواهی سپاه خود را به سمت توران ببری، از این مرز خونینی هیچ راهی برای عبور وجود ندارد.
براه دگر سوی توران خرام
مبادا که آید سرت زیر دام
هوش مصنوعی: به راه دیگری به سمت توران نرو، زیرا ممکن است گرفتار دام دشمن شوی.
وگر جنگجو سوی چین آمدی
بگام نهنگان کین آمدی
هوش مصنوعی: اگر جنگجویی به سمت چین سفر کنی، برای نبرد با نهنگان آمدهای.
بگو تا ببندم کمر بهر جنگ
یکی برگشایم ازین کین دو چنگ
هوش مصنوعی: بیا بگو تا برای جنگ آماده شوم و یکی از تکیهگاههای خود را از این حس انتقامجویی رها کنم.
که منقاش چینی بود نام من
سر شیر جنگی است در دام من
هوش مصنوعی: نام من به معنای منقاش چینی است و من در دام جنگی شیر، سمبل قدرت و خشونت، قرار دارم.
فرستاده رفت و بیامد چو باد
سپهدار پاسخ چنین باز داد
هوش مصنوعی: فرستاده رفت و مانند باد به سرعت بازگشت، و سپهدار به این شکل به او پاسخ داد.
که با چین میانم نباشد نبرد
به توران سپه برد خواهم چه گرد
هوش مصنوعی: اگر در زندگیام با مشکلاتی مواجه نشوم، با سپاه به سرزمین توران خواهم رفت و از آنجا انتقام میگیرم.
یکی راه بگشای تا بگذرم
سپه را ز چین سوی توران برم
هوش مصنوعی: یک نفر راهی باز کند تا من از سپاه عبور کنم و به سمت چین و توران بروم.
وگرنه چه برگرز دست آورم
به ترکان چین بر شکست آورم
هوش مصنوعی: اگر به دست نیاورم چیزی از ترکان چین، پس چه فایدهای دارد که بخواهم تلاش کنم؟
فرستاد برگشت چون باد زود
بگفت آنکه از گرد بشنیده بود
هوش مصنوعی: پیامی به سرعت بازگشت و آن کسی که از دور خبر را شنیده بود، به سرعت گفت.
چو بشنید منقاش آمد بجوش
برزم اندر آمد چو شیران زوش
هوش مصنوعی: به محض اینکه خبر آمدن منقاش را شنید، بر افروخته شد و به سرعت وارد شد، مثل شیران پرشور و غران.
میان سپاه اندر آواز داد
که ای هندی تیره بدنژاد
هوش مصنوعی: در میان لشکر صدایی بلند شد که گفت: ای هندی با پوست تیره و نژاد نامناسب!
همی راه جوئی ز شیران چین
که رانی سپه سوی توران زمین
هوش مصنوعی: به دنبال راهی هستی که تو را به سمت جنگجویانی شجاع در چین ببرد تا سپاه را به سوی سرزمین توران رهنمون شود.
گرت راه باید کنون زین سپاه
ز شیران تهی کن به شمشیر راه
هوش مصنوعی: اگر میخواهی اکنون از این لشکر عبور کنی، باید با شمشیر این مسیر را باز کنی و خود را از جمع شیران دور کنی.
سپهبد چه بشنید برکرد اسب
خروشید برسان آذر گشسب
هوش مصنوعی: سپهبد چه چیزی شنید که اسب برانگیخته شد و با ناراحتی صدا کرد، همچون آتش خشمگین گشسب؟
بگردان چین گفت یک تن عنان
به پیچید بدین کین رزم آوران
هوش مصنوعی: یک نفر گفت که باید از چین دور شویم و مهار را به سمت دیگری بکشیم تا این جنگجویان و مبارزان را به چالش بکشیم.
که تنها بسم چینیان را به جنگ
به گفت این و آمد کمر کرده تنگ
هوش مصنوعی: تنها به نام چینیها به جنگ رفت و گفت که آمده تا کمربندش را محکم ببندد.
بمنقاش بربست ره استوار
خروشان ابرسان ابر بهار
هوش مصنوعی: شعری به تصویر میکشد که ابرهای بهاری به صورت قوی و پرانرژی در حال حرکت هستند و مسیری را به پیش میبرند. این ابرها به طور محکم و استوار راه خود را ادامه میدهند.
کمان گرد بر زه ستمکاره مرد
برآویخت با شیر اندر نبرد
هوش مصنوعی: کمان خمیدهای که به دست مردی ستمگر است، آماده نبرد با شیر شده است.
بگرد سپهبد ببارید تیر
چنان چون که از ابر زی زمهریر
هوش مصنوعی: به دور سپهبد بگردید و تیرها را رها کنید، مانند بارانی که از ابرها به زمین میریزد، با شدت و انبوهی فراوان.
سپهبد چه در زیر پولاد بود
خدنگش به پولاد چون باد بود
هوش مصنوعی: سپهبد در زیر زره و armor بود، اما تیرش مثل باد به سرعت به هدف میرسید.
بزد دست و برداشت گرز گران
درآمد به تنگ اندرش پهلوان
هوش مصنوعی: او با قدرت و شجاعت شمشیری به دست گرفت و به میدان رفت؛ در آنجا، پهلوانی به سختی در تنگنا افتاده بود.
فرو کوفت برترک آن ترک گرز
که شد ترک را نام با ترک برز
هوش مصنوعی: آن مرد با چوب بزرگ خود به سر آن ترک ضربهای زد که همان ترک، به دلیل ضربهای که خورد، نامش بر آن ترک افتاد.
برآورد گرزش ز منقارش گرد
چنان چون سرش را به پرخاش کرد
هوش مصنوعی: چرند و خرافاتی را که از منقار پرنده به در میآید، به گونهای با خشم بیان کن که سر آن پرنده را به درد بیاورد.
وز آن پس برآورد گرز گران
درآمد برآن لشکر چینییان
هوش مصنوعی: پس از آن، چیزی سنگین به دست گرفت و به سمت لشکر چینیان رفت.
بهرسوی کآن شیر برکاشتی
ز خون لاله در دشت چین کاشتی
هوش مصنوعی: در هرجایی که آن شیر را دیدی، که از خون گلهای لاله در دشت چین، کشت کرده است.
سرو ترک می کرد با ترک نرم
کجا آختی دست با گرز گرم
هوش مصنوعی: درخت سرو خوشقد و قامت با زیبایی لطیف و نرم خود، کجا میتوانی دستت را به چیزی سنگین و خشن مثل گرز گرم بگيری؟
چو ترکان بدیدند رزم درشت
ز پیش سپهبد نمودند پشت
هوش مصنوعی: وقتی ترکها مشاهده کردند که جنگ به شدت در حال انجام است، به سرعت از پشت به سپهبد حمله کردند.
سپهدار برگشت از رزمگاه
بیامد به نزدیک جمهور شاه
هوش مصنوعی: سردار از میدان نبرد برگشت و به نزد شاه و مردم آمد.
به جمهور گفت کای شه کامکار
یک امروز داریم رای شکار
هوش مصنوعی: ای پادشاه موفق، به مردم گفتی که امروز روز شکار است.
چو زی صیدگه بازگردم به کام
به پیچم سوی شهر خاقان لگام
هوش مصنوعی: وقتی به منطقه شکار بازگردم، به آرامش و لذت میپیچم و به سمت شهر خاقان حرکت میکنم.
گمانم که خاقان سپاه آورد
که بر مایکی تنگ راه آورد
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که پادشاه لشکری به سوی ما فرستاده که ما را به تنگنا و فشار بیاندازد.
بگفت و به نخجیر آورد روی
بکردار شیران نخجیر جوی
هوش مصنوعی: او گفت و به شکارگاه رفت، جایی که رفتار شیران را مشاهده میکند و به جستجوی شکار میپردازد.
به دشتی کجا جای نخجیر بود
بدان که نشیمنگه شیر بود
هوش مصنوعی: جایی را تصور کن که مناسب شکار است، جایی که میتواند محل زندگی شیر هم باشد.
یکی سهمگین نره شیر ژیان
بدآن دشت نخجیر بودش مکان
هوش مصنوعی: در دشت نخجیر، یک شیر نر و قدرتمند وجود دارد که به شدت مشهور و ترسناک است.
خروشید مانند شیر سپهر
به پیچید از جنگ او دیو چهر
هوش مصنوعی: آسمان مانند شیری غران به صدا درآمد و از نبرد او، دیو چهرهای را در هم پیچید.
چه گردان به نخجیر در تاختند
گذر سوی آن شیر نر ساختند
هوش مصنوعی: گروهی از شکارچیان به سمت شکار رفتند و راهی را که به شیر نر میرسید، انتخاب کردند.
چو شیر ژیان دیدشان در ستیز
برافروخت آتش ز دندان تیز
هوش مصنوعی: وقتی شیر ژیان آنها را در حال درگیری دید، با دندانهای تیزش آتش خشم را شعلهور کرد.
میان سواران درافتاد شیر
بسی را ز بالا برآورد زیر
هوش مصنوعی: در میان جنگجویان، شیری به شدت درگیر شد و با قدرت هر کسی را که از بالا به او حمله کرد، به پایین انداخت.
سواران نهادند رخ در گریز
نبد شان چو با شیر جای ستیز
هوش مصنوعی: سواران به سرعت در حال فرار هستند، زیرا وقتی با شیر روبرو میشوند، هرگز در برابر آن نمیایستند.