برگردان به زبان ساده
چه ارجاسپ آن دید سرکرد بور
سرافیل گفتی که دم زد بصور
هوش مصنوعی: با کمال احترام، به راستی چه مقام و ارزشی داشت اَرْجاَسَپ! او را چنان دیدم که گویی سرکش و پیشوای قوم، در لحظهای که شیپور دمیده میشود و خبر از قیام و حیات جدیدی میدهد.
درآمد بناوردگه زود ترک
چو آمد به نزد بره همچو گرگ
هوش مصنوعی: وقتی که خانم یا آقا به مکانی میآید، مانند گرگی که به سوی بره میرود، سریع و بیدرنگ وارد میشود.
به خورشید مینو برآویخت ترک
به شد گرم بازار رزم سترک
هوش مصنوعی: ترک سوار بر اسب به سمت خورشید میتازد و با شور و هیجان در میانه میدان نبرد مشغول جنگ است.
چو شد حمله بر پنج و شش ازدو روی
دو لشکر بد ایستاده در گفتگوی
هوش مصنوعی: وقتی نبرد بین دو لشکر در سنین پنج و شش آغاز شد، هر دو گروه آماده و در حال گفتگو بودند.
سرانجام خورشید مینو چو شیر
بغرید و سرکرد مرکب دلیر
هوش مصنوعی: در نهایت، خورشید زیبا همانند شیری رعد و برقگونه نعره زد و بر مرکب دلیر سوار شد.
بزد دست و بگشاد پیچان کمند
چو باد از بر ترک ترک اوفکند
هوش مصنوعی: دستش را بلند کرد و با سرعت طنابی که به دور کسی پیچیده بود را باز کرد، مانند باد که از روی یک ترک (عقاب) میگذرد و او را آزاد میکند.
خم حلقه در حلق ترک اوفتاد
برانگیخت خورشید ابرش چو باد
هوش مصنوعی: حلقهای که به دور گردن او بود از دستش در رفت و خورشیدش که زیر ابر بود، با وزش باد دوباره نمایش پیدا کرد.
همی خواست گر بر بزیرش برد
ز میدان بر شه دلیرش برد
هوش مصنوعی: او میخواست اگر بتواند، او را از میدان به زیر بکشاند و دل شاهِ شجاع را به درد آورد.
که ارجاسپ آمد به تنگ اندرش
برون کرد خم کمند از سرش
هوش مصنوعی: ارجاسپ به تنگنا رسید و از سرش کمند را بیرون کشید.
کمر بند خورشید مینو گرفت
درآمد به نیروی بازو شگفت
هوش مصنوعی: خورشید درخشان را به کمربندی زیبا و شگفتانگیز تشبیه کردهاند و او با توانایی و قدرت خود آن را به حرکت درآورده است.
چو از قلبگه پاس پرهیزگار
بیامد خروشان چو ابر بهار
هوش مصنوعی: وقتی که از مکانی پر از احساسات و دلتنگی خارج شد، مانند باران بهاری با صدای بلند و شاداب به حرکت درآمد.
که ناگاه گردی برآمد ز دشت
که تیره همه دشت از آن گرد گشت
هوش مصنوعی: ناگهان گرد و غباری از دشت برخاست که همهی دشت به خاطر آن گرد، تاریک و تیره شد.
ستمکاره ارهنگ پولادوند
ابا گُرز و شمشیر و خود و کمند
هوش مصنوعی: ظالم به مانند پولاد سخت و محکم است، با نیزه و شمشیر و زره و دامی برای گرفتن دشمنان.
ز راه صفاهان بیامد دمان
ابا لشکر ترک تیره روان
هوش مصنوعی: از راه اصفهان، به سرعت و ناگهانی، گروهی از سربازان ترک به حرکت درآمدند.
چه آمد بیامد به آوردگاه
خروشان بیاری ارجاسپ شاه
هوش مصنوعی: چنین میگوید که شخصی به میدان نبرد و جنگ آمده است، جایی که هیاهو و شور و غوغا برقرار است، و در این میان، ارجاسپ، پادشاه، نیز حضور دارد.
چه ارجاسپ دیدش بشد شادمان
درآمد به نیرو چه شیر ژیان
هوش مصنوعی: ارجاسپ با دیدن او شاد و خوشحال شد و با نیرویی چون شیر به درون آمد.
ز مرکب برآورد خورشید را
چنان چونکه نخجیر و نر اژدها
هوش مصنوعی: خورشید با درخشش و زیبایی خود، از جایی برآمده است، به گونهای که مانند یک شکارچی یا یک اژدهای نر، به زبر و سنگین به نظر میرسد.
زدش بر زمین تا به بندد دو دست
که برجست خورشید چون شیر مست
هوش مصنوعی: او را به زمین زد تا بتواند هر دو دستش را ببندد، چون خورشید همچون شیر شنگول و سرمست ظاهر میشود.
که آمد برش گرد پرهیزگار
برابرش دگرباره کردش سوار
هوش مصنوعی: کسی که با برنامهریزی و احتیاط به جلو میآید، بار دیگر او را به سمت موفقیت هدایت میکند.
دو پر دل به ارجاسپ آویختند
چو باران براو تیر کین ریختند
هوش مصنوعی: دو دلیر، همچون باران، بر پای ارجاسپ رعد و برقی را فرود آوردند و تیرهای کینه را به سوی او پرتاب کردند.
که ارهنگ آمد چو ابر بهار
بزد گُرز بر پاس پرهیزگار
هوش مصنوعی: وقتی باران بهار مانند ابرها میرسد، قدرت و تاثیر آن بر کسانی که از گناه دوری میکنند، شگرف و نیرومند است.
فتاد از سر نامور جود زر
برهنه جهان جوی را گشت سر
هوش مصنوعی: به خاطر بخشندگی و بزرگواری معروفش، برکت و ثروت به صورت طلا بر سر زمین فرو ریخت و دنیا را تحت تأثیر قرار داد.
بیازید چنگال دیو نژند
دو یل را گریبان گرفت و بکند
هوش مصنوعی: دو قهرمان با قدرت و شجاعت خود، چنگال بدی را گرفته و آن را از خود دور کردند.
مر آن هر دو یل را چنان خوار برد
ابا نامداران لشکر سپرد
هوش مصنوعی: آن دو جنگجو را به گونهای مغلوب کرد که نامداران سپاه را به تسلیم واداشت.
ز میدان برون رفت ارجاسپ شاه
خروشان بد ارهنگ در رزمگاه
هوش مصنوعی: زمانی که ارجاسپ، شاه خروشان، از میدان جنگ بیرون میرود، نشانهای از تزلزل و بینظمی در نبرد به وجود میآید.
بشد گرد گرگوی و گرگین چو باد
برآویخت با دیو تیره نژاد
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر کشیده میشود که چون باد، حیواناتی مانند گرگ و دیو سیاه به سرعت و شدت به حرکت در میآیند. این توصیف نشاندهندهی قدرت و خشونت طبیعی است که میتواند به ناگهان به وجود آید.
ز زین گُرز بربود ارهنگ زود
درآمد بگرگوی مانند دود
هوش مصنوعی: از همین شمشیر، عباسیان به سرعت از میدان فرار کردند، همانند دودی که به سرعت در فضا پخش میشود.
بزد بر سر گرد گرگوی گُرز
چنان آن جفاجو به نیروی برز
هوش مصنوعی: نفرین بر کسی که بر سر دیگران تازیانه میزند و با قدرت خود، ظلم میکند.
که شد نرم ز آن مهره گردنش
جهان جوی افتاد در دام تنش
هوش مصنوعی: به خاطر لطافت و زیبایی گردن او، جهان همواره در پی اوست و به دام وجودش گرفتار شده است.
چه گرگوی شد کشته گرگین گرد
روان دست بر گُرزه گُرز برد
هوش مصنوعی: چقدر غمانگیز است که کشتهای از گرگین به زمین افتاده و او دستش را بر روی گرزی سنگین گذاشته است.
برآویخت با او چه نر اژدها
کجا ز اژدها شیر یابد رها
هوش مصنوعی: نر اژدها با او درگیر شد، اما این سوال پیش میآید که کجا میتواند شیر از چنگ اژدها رهایی یابد.
ز شبگیر تا شد بلند آفتاب
بندشان درنگ و نمی بد شتاب
هوش مصنوعی: از هنگام صبح که خورشید سر میزند، درنگ و تأخیر در کارشان وجود ندارد و همه چیز به سرعت در جریان است.
چو ارهنگ آن دیو چون دیو زوش
برآورد گُرز و برآمد به جوش
هوش مصنوعی: وقتی آن دیو مانند دیوانگان به خشم آمد و چنگ و دندان نشان داد، از شدت خشم جوشید و به جنب و جوش در آمد.
چنان بر سر پور میلاد زد
که گرگین به پیچید و فریاد زد
هوش مصنوعی: به قدری به پور میلاد ضربهای محکم زده شد که گرگین، از شدت تعجب و وحشت، ناچار شد فریاد بکشد و به عقب برود.
سر نام دارش درآمد نگون
برآمیخت مغزش ابا خاک و خون
هوش مصنوعی: او در حال از دست دادن حیات خود است و بر سر نام و افتخاری که داشته، با خاک و خون آمیخته شده است.
چو از قلب گه دید آن ارده شیر
بیامد برآویخت با او دلیر
هوش مصنوعی: وقتی که از دل او شجاعت و قوت پیدا شد، شیر به او نزدیک آمد و با دلیرانهای به او حمله کرد.
چو آمد کمان کرد برزه سوار
بزد تیر بر باره نابکار
هوش مصنوعی: وقتی سوار کار آمد، کمان را کشید و تیری به سوی دشمن شلیک کرد.
تکاور ز تیر دلاور بزیر
ز بالا در آمد همانگه دلیر
هوش مصنوعی: یک جنگجو از زیر تیرهای دشمن با شجاعت و دلیری بالا آمد.
فرو جست ارهنگ دیو از ستور
بدو اندر آمد چو شیری بگور
هوش مصنوعی: اگر صدای دیو از ستور بیرون بیاید، او هم مانند شیری از قبرش بیرون میجهد.
بزد چنگ و بند کمرگاه شیر
گرفت اهرمن زاده شیرگیر
هوش مصنوعی: او با دست چنگ زد و کمربند شیر را گرفت، سپس فرزند شیطان را که به شکار شیر آمده بود، به دام انداخت.
ز بالاش چون کوه برداشت زود
ببردش بر شاه ترکان چو دود
هوش مصنوعی: از بلندای کوه، برداشت و به سرعت او را مانند دودی به سوی پادشاه ترکان برد.
برآمد خروشیدن گاو دم
که شد زهره در پیکر شیر گم
هوش مصنوعی: صدای گاو به گوش میرسد، و وقتی صدای آن بلند شد، دلیر و شجاعی مانند شیر، در وجودش ناپدید میشود.
سپردش به ترکان در آن انجمن
دگرباره آمد به کین اهرمن
هوش مصنوعی: او را به ترکان سپرد و در آن مجلس دوباره به آتش کینه و دشمنی بازگشت.
چو روئین گرگین چنان دید زود
بیامد بر او به کردار دود
هوش مصنوعی: چون گرگ روئینتن او را دید، فوراً به سویش آمد و همچون دود به او نزدیک شد.
برآویخت با دیو در کارزار
بگردید ازاو بخت و شد کار زار
هوش مصنوعی: در میدان جنگ با دیو رو در رو شد و بخت از او دور گشت و کار به نبرد کشید.
به چنگال آن دیو آمد به بند
چنین است کردار چرخ بلند
هوش مصنوعی: به دام آن دیو گرفتار شد، همینطور است کردار زمانه که همیشه بالا میرود و انسانها را در چنگ خود میگیرد.