برگردان به زبان ساده
که ناگاه ابری برآمد سیاه
فرامرز را برد از آوردگاه
هوش مصنوعی: ناگهان ابر سیاهی برخاست و فرامرز را از میدان نبرد دور کرد.
یکی نعره برخواست از تیره ابر
چنان چونکه از بیشه غرنده ببر
هوش مصنوعی: یک نفر از میان ابرهای تیره فریادی کشید، همانطور که ببر از جنگل غرش میکند.
چنان چونکه برخیزد از خاک دود
مرآن ابر تیره هوا کرد زود
هوش مصنوعی: چنان که وقتی دودی از خاک بلند میشود، آن ابر تیره هوا به سرعت پراکنده میگردد.
هوا کرد ازدیده شد ناپدید
خروش از دو لشکر بگردون رسید
هوش مصنوعی: هوا به وجود آمد و از چشمها ناپدید شد و صدای جنگ از دو لشکر به آسمان رسید.
چه زال آن چنان دید بارید آب
برآن نیزه چون ابر شد آفتاب
هوش مصنوعی: در این بیت، به تصویری اشاره میشود که در آن زالی (موجودی بزرگ و عظیم) به گونهای میبیند که بارانی بر نیزهای میریزد و این باران باعث میشود آفتاب همچون ابر پنهان شود. به نوعی، این تصویر به تضاد میان باران و آفتاب و اثرات همزمان آنها بر یکدیگر اشاره دارد.
بدل گفت از ایران بگردید بخت
کجا داد خسرو به لهراسپ تخت
هوش مصنوعی: سرنوشت به ایران آمد و پرسید که بخت چرا تختی که خسرو به لهراسپ داده، اکنون کجا رفته است؟
که ازگاه نوذر شه نامدار
چنین تا بهنگام این شهریار
هوش مصنوعی: از زمان نوذر، شاه معروف، تا به حال که این شهریار در قدرت است، داستانهایی وجود دارد.
شکستی چنین کس ز ایران ندید
خروش از دو لشکر بگردون رسید
هوش مصنوعی: چنین صدای شکست و فریاد از دو طرف جنگ به آسمان بلند نشد که از کسی در ایران شنیده شود.
کنون تا دگر خود چه آید پدید
نبرد دلیران و شیران که دید
هوش مصنوعی: اکنون منتظر میمانم ببینم چه پیش خواهد آمد، چرا که نبرد دلیران و شیران را دیدهام.
چه ارجاسپ دید آن ستیزنده ابر
گریزان چه روبه شد از پیش ببر
هوش مصنوعی: آیا میدانی آن موجود قوی و جنگجو در برابر ابرهای فراری چه شد؟ او چگونه از جلوی ببر عقب نشست؟
بدان روز آهنگ میدان نشد
نبرد دلیران و شیران نشد
هوش مصنوعی: در آن روز، جنگ و نبردی میان دلیران و شیران به راه نیفتاد.
چه روز دگر شد جهان عطربار
دو لشکر رخ آورد زی کارزار
هوش مصنوعی: روزی دیگر فرارسید که دنیا پر از بوی خوش شد و دو ارتش برای نبرد آماده شدند.
به پیش سپه پیل و در قلب شاه
پیاده رخ آورد پیش سپاه
هوش مصنوعی: پیش لشکر فیلها به پیشانی سپاه قرار دارد و در دل شاه، سرباز پیاده به جلو میآید.
همی خواست دستان که آید به جنگ
که خورشید مینو یل تیز چنگ
هوش مصنوعی: دستان در تلاش بود تا به جنگ برود، چرا که خورشید، نماد زیبایی و قدرت، مانند یلی با دندانهای تیز، آماده نبرد بود.
بزد اسپ و رخ سوی شه آورید
پیاده شد آن پیلتن چون سزید
هوش مصنوعی: سوار بر اسب شد و به سمت پادشاه رفت. آن پهلوان، وقتی به نزدیک پادشاه رسید، پیاده شد.
زمین بوسه زد پیش لهراسپ شاه
ز شه خواست آهنگ آوردگاه
هوش مصنوعی: زمین به احترام لهراسپ شاه، که از جانب خداوند نشانهای برای نبرد دریافت کرده بود، بوسه زد و آمادهی آمدن به میدان جنگ شد.
بدو گفت لهراسپ بردار گام
که مردی دلیری و بارای و نام
هوش مصنوعی: لهراسپ به کسی میگوید که قدمی بردارد و نشان دهد که مردی شجاع، قدرتمند و با نام و آوازه است.
برانگیخت آن مرکب دشت پوی
که جستی به میدان گه کین چو گوی
هوش مصنوعی: اسب تندرو و پویا را به حرکت درآورد که مانند توپ در میدان جنگ به جلو میجهد.
برفتن چو باد و به تیزی چو تحنش
به گرمی چو برق و به سرعت چو رخش
هوش مصنوعی: میرود مانند باد، با تندی و تیزی همچون تیغ، با گرمایی چون برق، و با سرعتی مانند اسب.
چنان بود آن مرکب اندر شتاب
که گر از پس او بدی آفتاب
هوش مصنوعی: آن مرکب به قدری سریع بود که اگر کسی پشت سرش میرفت، حتی خورشید هم نمیتوانست به او برسد.
ز سایه گذشتی هم اندر زمان
چو باد از سر زلف عنبرفشان
هوش مصنوعی: تو در دل زمان مانند بادی گذشتی، همچنان که بادی از روی زلف مشکین و خوشبو میگذرد.
سراپای میدان بگردید مرد
چه ارجاسپ دیدش به دشت نبرد
هوش مصنوعی: مرد در تمام میدان نگاه کرد و وقتی اسب نیرومند را در دشت نبرد دید، شگفتزده شد.
سواری به میدان فرستان زود
ابا کمتر و گرز و شمشیر و خود
هوش مصنوعی: سوار را به میدان بفرستید تا با سرعت و قدرت کمتر، اما با سلاحهایی چون گرز و شمشیر و کلاهخود آماده باشد.
چو آمد کمان کرد بر زه سوار
برآمد خروشیدن گیر و دار
هوش مصنوعی: وقتی تیر را از کمان کشیدند و سوار بر آن شد، صدا و هیاهویی برپا شد.
ز هر دو طرف تیره باران شدند
چو شیران خنجرگزاران شدند
هوش مصنوعی: از هر دو سمت، باران تیرهای شروع به باریدن کرد و مانند شیران، جنگجویان دلیر شدند.
سرانجام خورشید چون باد زود
زدش تیر بر ترک پولاد زود
هوش مصنوعی: در نهایت، خورشید مانند باد به سرعت از آسمان میتابد و سوزاننده و قدرتمند بر سطح فولاد میتابد.
سر و ترک با هم بهم بربدوخت
بزخم اندر آتش ز پیکان بسوخت
هوش مصنوعی: سر و ترک با هم در هم تنیده شدند و درد و زخم از تیر آتشین به جانشان راه پیدا کرد.
دلیری دگر پیش او راند اسپ
خروشید مانند آذرگشسپ
هوش مصنوعی: شجاعت و جسارت دیگری در پیش او ظاهر شد، مانند صدای گوزن آذرگشسپ که به وضوح شنیده میشود.
بزد تیر و بردوختش در زمان
سپر در زره در تنش پهلوان
هوش مصنوعی: تیر را رها کرد و به هدف زد، در حالی که او از زره و سپر خود استفاده میکرد و در بدنش قدرت و شجاعت یک قهرمان نهفته بود.
چنین تا فکند از دلیران دوهشت
به پیکان و تیر اندر آن پهن دشت
هوش مصنوعی: در این جمله به این اشاره شده است که در میدان نبرد، دلیران با شجاعت و اراده قوی خود به سمت دشمنان میزنند و تیراندازی میکنند. تصویرسازی از فضایی وسیع و نبردی است که در آن جنگجویان با مهارت و دقت به هدف میزنند.