برگردان به زبان ساده
چه خوابید در دخمه گودرز پیر
برآمد خروش از یلان دلیر
هوش مصنوعی: در دجنه تاریک، پیرمردی به نام گودرز خوابیده است و ناگهان صدای نعره و خروش از دلاوران بلند میشود.
نزاده است گفتی مگر مادرش
ندیده است گیتی سر و افسرش
هوش مصنوعی: به نظر میرسد گویا این شخص، نه به خاطر زادگاهش بلکه به خاطر ویژگیهایش به دنیا آمده است؛ انگار مادرش دنیا را ندیده و به همین دلیل، او زیبا و دارای مقام و مرتبهای والا است.
فرستاد کس پیش ارجاسپ زال
که ای ترک بد طینت و بدسگال
هوش مصنوعی: پیامبری به نام زال به سوی ارجاسپ فرستاده شد و او را به خاطر شخصیت و رفتار زشتش مورد نکوهش قرار داد.
چه بود آنکه کردی در این کینه گاه
نبد شرمت از داور هور و ماه
هوش مصنوعی: چه چیزی باعث شد که به این دشمنی ادامه دهی و از درگاه داور آسمان و نور ماه شرم نکنی؟
چرا کشتی این پیر فرتوده را
جهان دیده و دهر پیموده را
هوش مصنوعی: چرا کشتی این پیر کهنه را، که دنیا را دیده و زمان را تجربه کرده است، غرق میکند؟
نه زین کشتن ایوان شود زآن تو
که نفرین بد باد بر جان تو
هوش مصنوعی: این دو خط بیانگر این است که قرار نیست کسی با ظلم و بدی دیگران دچار عذاب و دردسر شود. در واقع، اگر کسی بدی کند، عاقبت آن بدی به خودش برمیگردد و نفرینی که برای دیگران میفرستد، به خود او آسیب میزند.
نه مَردم نخواهم اگر کین اوی
از آن ترک بدگوهر کینه جوی
هوش مصنوعی: من اگر به خاطر کینهتوزی او از ترکهای بدخلق، مردم را ترک کنم، هرگز نخواهم مردم را.
کنون باش آماده جنگ من
که بینی از این پرهنر چنگ من
هوش مصنوعی: حال آمادهی نبرد من باش، زیرا که میبینی توانایی و مهارتهای چنگ من چگونه است.
که فردا چه خورشید خنجر کشد
سر زنگئی شب به خون درکشد
هوش مصنوعی: فردا ممکن است خورشید با تندی و خشم، سر زنگی را به خاک برساند و شب را در خون غرق کند.
بگویم جهانجو فرامرز را
که سازد ز خون رود این مرز را
هوش مصنوعی: بگذارید بگویم که چگونه جهان، فرامرز را به وجود میآورد و چطور خون رود، این مرز را شکل میدهد.
چه گر نیست در بیشه شیر ژیان
به کین بسته دارد پلنگی میان
هوش مصنوعی: اگر شیر در جنگل نیست، پلنگ به خاطر کینهاش در آنجا حضور دارد.
دلیران چو صف برکشند از دو روی
برآید ز هر دو سپه گفتگوی
هوش مصنوعی: زمانی که دلیران صفآرایی کنند، از هر دو طرف نبرد، گفتگویی شکل میگیرد که نمایانگر شجاعت و اراده آنهاست.
به میدان کین رزم آن من است
کازین غم در آتش روان من است
هوش مصنوعی: به میدان نبرد، جنگ من آغاز شده است زیرا درد و غم در دل من شعلهور است.
برآرم چه آرم به ناورد گُرز
نمایم بدین پیره سر یال و برز
هوش مصنوعی: من چه چیزی آماده کنم؟ میخواهم با این چهرهٔ سالخورده و موی سفید، از خودم نمایشی جسورانه بدهم.
ببینی که دستان سام سوار
چسان با دلیران کند کارزار
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف دلیری و قدرت سام سوار اشاره دارد، و نشان میدهد که چگونه او با شجاعت و مهارت خود در میدان جنگ به مبارزه با دلیران میپردازد. سام سوار فردی توانمند و حامل ویژگیهای انقلابی است که همواره در نبردها عملکردی برجسته دارد و میتواند با دشمنانش به خوبی مقابله کند.
فرستاده رفت این به ارجاسپ گفت
بخندید و ارجاسپ شد در شگفت
هوش مصنوعی: فرستاده به ارجاسپ پیام داد که بخندد و این باعث شد که ارجاسپ حیرتزده شود.
بفرمود کان مرد را یوزبان
سر از تن ببرند اندر زمان
هوش مصنوعی: فرمان داد که آن مرد را که زبانش یوز مانند است، در همان لحظه سر از بدنش جدا کنند.
وز آن پس بفرمود تا کوس جنگ
زدند و ببستند بر بور تنگ
هوش مصنوعی: پس از آن دستور داد تا طبل جنگ را به صدا درآورند و در تنگهای محکم بستند.
دلیران کمر کینه را استوار
پی رزم کردند مردانه وار
هوش مصنوعی: دلیران با عزم و اراده، برای جنگیدن و مبارزه به خوبی آماده شدهاند.
وزین روی دستان چه آگاه شد
که گرد سپه باز بر ماه شد
هوش مصنوعی: بر اثر این وضعیت، دستان نیرویی پیدا کردند که مانند سپاه گرد آمده، بر ماه تأثیر گذاشتند.
بزد کوس و بر باره کین نشست
کمر تنگ و گُرز گرانش به دست
هوش مصنوعی: صدای طبل جنگ به گوش میرسد و او بر اسب نشسته است. خود را آماده نبرد کرده و با دستش چکش سنگینی را گرفته تا به مقابله بپردازد.
دو لشکر چه دریا به جوش آمدند
به میدان کین رزم کوش آمدند
هوش مصنوعی: دو گروه جنگجو به شدت به میدان نبرد آمدهاند و درگیری بین آنها در حال اوج گرفتن است.
صف کین ز هر دو طرف راست شد
که دل در تن کوه در کاست شد
هوش مصنوعی: صف فاصلۀ دشمنی از هر دو طرف صاف و راست شده است، به طوری که قلب و روح درون من با درد و غم بسیار کم شده است.
ز نالیدن نای جنبید کوه
زمین کوه گردید از بس گروه
هوش مصنوعی: از صدای ناله نای، کوهها به تکاپو افتادند و زمین مانند کوهها شد، به خاطر انبوه جمعیت.
فرامرز آمد به پیش نیا
چنین گفت کای گرد فرمانروا
هوش مصنوعی: فرامرز به حضور نیا آمد و چنین گفت: ای گردنکش و فرمانروای بزرگ.
من امروز کز خواب برخاستم
ز یزدان دادار این خواستم
هوش مصنوعی: امروز از خواب بیدار شدم و از خدای دادگر این خواسته را داشتم.
که کین جهان دیده گودرز پیر
بخواهم از این دشت ناورد چیر
هوش مصنوعی: من از این دشت بینهایت میخواهم چیزهایی را که گودرز پیر، در این دنیا دیده است.
چنین گفت زالش که مردانه باش
به رزم اندرون گرد فرزانه باش
هوش مصنوعی: زالی به مردی گفت که باید در میدان جنگ شجاع و دلاور باشی و همچنین در درون خود، فردی با خرد و دانا باشی.
چنانم امید است ز یزدان پاک
که دشمنت را سر درآرد به خاک
هوش مصنوعی: امید دارم که خدای پاک، دشمن تو را به زمین بزند و شکست بدهد.
فرامرز پوشید گبر نبرد
برانگیخت باد و برآورد گرد
هوش مصنوعی: فرامرز به میدان جنگ رفت و با شجاعت و قدرت خود برای نبرد آماده شد. باد به شدت وزید و گرد و خاک را به هوا بلند کرد.
به میدان کین آمد از پیش صف
گران گُرزه گاو پیکر به کف
هوش مصنوعی: به میدان جنگ با شجاعت و قدرت آمده، همانند گاوی بزرگ و قوی که در دستانش سلاح است.
به دشنام ارجاسپ را برشمرد
بدان پس هماورد خود خواست گرد
هوش مصنوعی: اگر کسی به ارجاسپ دشنام دهد، باید آماده باشد که با حریف خود روبهرو شود.
گمان کرد ارجاسپ کاین نامور
بود گرد دستان فرخنده فر
هوش مصنوعی: ارجاسپ کمان خود را کشید، زیرا او شخصیتی نامدار و معروف بود که برایش گرد و غبار فرخندهای (شاد و خوشبخت) به دنبال داشت.
بپوشید ارجاسپ ساز نبرد
نشست از بر بارهٔ ره نورد
هوش مصنوعی: به پوشش جنگی خود بپرداز و آماده نبرد شو، زیرا زمان جنگ فرا رسیده است و نباید در برابر دشمنان بیتفاوت بود.
برانگیخت که کوب سرکش ز جای
برآمد خروشیدن کرّ و نای
هوش مصنوعی: صدای ناگهانی نای، مانند زنگی است که موجودات سرکش و پرجنب و جوش را به حرکت در میآورد و آنها را به هیجان وادار میکند.
کمر تنگ و در دست گُرز گران
به آوردگه رفت ترک دمان
هوش مصنوعی: پسری با کمر باریک و محکم، در حالی که یک چکش سنگین در دست دارد، به میدان جنگ میرود.
که در کینهگه آمد آن بدسکال
بدانست کاو نیست فرخنده زال
هوش مصنوعی: در کینه و دشمنی، آن فرد شرور به این حقیقت پی برد که زال، فرزند شاد و خوشبختی نیست.
فرامرز را گفت برگوی نام
ز گردان که و از دلیران کدام
هوش مصنوعی: فرامرز به کسی گفت که نامی از دلیران بگو تا ببینیم کدامیک از آنها شهرت بیشتری دارد.
فرامرز دانست که ارجاسپ اوست
ستیزنده بر جان لهراسپ اوست
هوش مصنوعی: فرامرز فهمید که ارجاسپ، که دشمن اوست، به جان لهراسپ هم حملهور شده و با او در حال نزاع است.
چنین داد پاسخ بدو بدسکال
نبیره جهان جوی فرخنده زال
هوش مصنوعی: بدسکال به او پاسخ داد که زال، نوهی خوشبختی و موفقیت در جهان است.
فرامرز پور یل تاج بخش
تهمتن خداوند کوپال و رخش
هوش مصنوعی: فرامرز، پسر یل، با کرامت و بزرگمنش است، مانند تهمتن، که خداوند را با اسب کوپال و رخشش همراهی میکند.
تو ایران ز رستم تهی یافتی
که زی مرز ایران عنان تافتی
هوش مصنوعی: تو در ایران کسی مثل رستم را پیدا نکردی و به همین دلیل در مرزهای ایران به قدرت و تسلطت افزوده شده است.
ندانی که در بیشه باشد پلنگ
تهی نیست بیشه ز شیران جنگ
هوش مصنوعی: تو نمیدانی که در جنگل، پلنگی وجود دارد و جنگل از شیران خالی نیست.
بگفت این و برداشت آن یل سنان
برآمد به ارجاسپ اندر زمان
هوش مصنوعی: او این حرف را گفت و آن مرد جنگجو (یل سنان) به سوی ارجاسپ حرکت کرد.
چه ارجاسپ گشت از سنانش ستوه
کشید از میان تیغ و آمد چه کوه
هوش مصنوعی: ارجاسپ، پهلوان افسانهای، از زخمها و دردهای ناشی از ضربات شمشیر خسته و ناتوان شده و از میان تیغها به سوی کوه حرکت میکند.
سپهبد برآورد آتش ز دود
ز جا باز سرکش برانگیخت زود
هوش مصنوعی: سردسته سربازان آتش را از دود بلند کرد و به سرعت سرکش را به حرکت درآورد.
همی دید از کینهگه زال زر
به نزد سرافراز پرخاشخور
هوش مصنوعی: او به خاطر کینهای که در دل داشت، زال زر را در نزد مرد بزرگی که پرخاشگر بود، مشاهده میکرد.
به دست دو یل تیغ تارک شکاف
نمایان چه برق از سر کوه قاف
هوش مصنوعی: در دستان دو قهرمان، شمشیری درخشانه است که تاثیرش مانند شکاف در تاریکی نمایان میشود. چه نوری از بالای کوه قاف میتابد!