برگردان به زبان ساده
دلارام روزی بر شاه شد
چنین تا به نزدیکی گاه شد
هوش مصنوعی: روزی دلبر و آرام بخشی از زندگی پادشاه شد و به حضور او نزدیک شد.
ببوسید مر پایه تخت شاه
بشه گفت کای از تو روشن کلاه
هوش مصنوعی: پای تخت شاه را بوسید و گفت: ای کسی که کلاهت به خاطر تو نورانی و روشن است.
سزد گر کنی شاد جان مرا
برافروزی از خویش جان مرا
هوش مصنوعی: اگر تو جان شاد من را روشن و شاد کنی، دیگر از خودم چیزی نمیخواهم.
بمهمانی من کنی رنجه پای
سرم سایه بیند ز پر همای
هوش مصنوعی: اگر به مهمانی من بیایی، پای خوابیدهام در سایه بال مرغی که با تمام زیباییاش به آسمان پرواز میکند، رنج میکشد.
بمهمانی او فرانک شتافت
پی گور خود تیز و با تک شتافت
هوش مصنوعی: در مهمانی او، فرانک به سرعت به دنبال جایی برای خود گشت و بیوقفه در حرکت بود.
هر آن تخم که افکند آخر درود
به پیش آمدش بد چه خود کرده بود
هوش مصنوعی: هر تخمی که انسان میکارد، سرانجام محصول آن را برداشت میکند؛ بنابراین، هر کسی باید عواقب کارهای خود را بپذیرد، چه خوب و چه بد.
بدین کهنه ویرانه تخمی مکار
که آرد سرانجام افسوس بار
هوش مصنوعی: در این ویرانه کهنه، دانهای فریبنده وجود دارد که در نهایت باعث تأسف و پشیمانی خواهد شد.
چه در منزل فهر تجار شد
ابا او دو صد شیر کردار شد
هوش مصنوعی: در خانهی فهر، وجود او باعث شد که همانند دو صد شیر، رفتارهای نیکو و شجاعانهای شکل بگیرد.
پر از لعل خوانی دلارام کرد
بدان دانه مرغی چنین رام کرد
هوش مصنوعی: دلبری با زیبایی خود دلها را پر از شوق و محبت میکند و با روش خاصی میتواند حتی پرندهای را نیز آرام و مطیع خود کند.
بزیر سم اسپ او ریخت لعل
ز لعل روان یافت مسمار نعل
هوش مصنوعی: به زیر پاهای اسب او لعلهای قرمز ریخته شد و زینتهای نعل به رنگ قرمز را به دست آورد.
زمین همچو گردون بر انجم بدی
ز بس لعل در زیر پی گم بدی
هوش مصنوعی: زمین مانند آسمان بر ستارهها میچرخد و از بسکه سنگهای قیمتی زیر پایش پنهان شدهاند، گم شده به نظر میآید.
که آمد به نزدیک خرگاه شاه
فرود آمد ازباره تند راه
هوش مصنوعی: کسی به نزدیکی خرگاه شاه رسید و از اسب تندش پیاده شد.
نه آگه بد از گردش آسمان
که آرد چه از پرده بیرون روان
هوش مصنوعی: آگاه نیستی از آنچه که آسمان به همراه دارد و نمیدانی چه چیز از پرده حیات به بیرون میآید.
بر اورنگ بنشست و شادی گزید
چو جنت یکی بزم خرم پدید
هوش مصنوعی: او بر تخت (سلطنت) نشست و شادی را برگزید، همانند بهشت که یک جشن شاداب و خوش را به نمایش میگذارد.
خورش پیش شه برد خوردند شاه
وز آن پس همی باد تا بامداد
هوش مصنوعی: خورش را برای پادشاه آوردند و او خورد و از آن زمان تا صبح، خوشحالی و شادابی در فضا باقی ماند.