برگردان به زبان ساده
شب تیره چون خفت بر تخت زال
چنان دید در خواب آن بیهمال
هوش مصنوعی: شب تاریک مانند خواب عمیق زال، چیزهایی را در خواب دید که بینظیر و شگفتانگیز بودند.
که بر تخت زر شاه کیخسرو است
جهان را سپهدار شاه نواست
هوش مصنوعی: شاه کیخسرو که بر تخت زرین نشسته است، فرمانروای جهان و سپهدار آن است.
بشد زال تا پایه تخت شاه
بروشندلی بوسد آن نیکخواه
هوش مصنوعی: زال که پدر رستم است، به نزد شاه رفت و با کمال احترام و محبت وابسته به او، مشتی محبتآمیز به او کرد و او را بوسید.
برآشفت کیخسرو تاجور
دژم نیز گفتا که ای زال زر
هوش مصنوعی: کیخسرو، پادشاه نگران و ناراحت، به زال، پدر رستم، گفت: «ای زال، اینجا چه بر سر ما آمده است؟»
چرا سر ز پیمان من تافتی
بر شاه لهراسپ نشتافتی
هوش مصنوعی: چرا به قول من پایبند نبودی و بر سر عهد خود با شاه لهراسپ نایستادی؟
نه بینی چه تو روی لهراسپ را
کنی شاد ازین جان ارجاسپ را
هوش مصنوعی: نمیبینی که چگونه میتوانی چهرهی لهراسپ را خوشحال کنی، اگر از این جان ارجاسپ را بگیری.
بدو گر به شاهی نداری امید
نگه کن برین تاج و تخت سفید
هوش مصنوعی: اگر به سلطنت و قدرت دست نمییابی، به این تاج و تخت سفید نگاه کن.
کز آن پیش آن تاج و این تخت زر
ز من بود با باره و با کمر
هوش مصنوعی: از زمانی که من با کمر بسته و بار بر دوش، این تاج و تخت زرین در دست دیگران بود، احساس میکنم که من هم زمانی در اوج بودهام.
مپیچان ز فرمان لهراسپ سر
که دارد به کین ملک ارجاسپ سر
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به شخصی اشاره میکند که نباید از دستورات و راهنماییهای پادشاه لهراسپ، که دشمنی با ملک ارجاسپ دارد، سرپیچی کند. چرا که این کار میتواند به عواقب ناگواری منجر شود. در واقع، اهمیت اطاعت از فرمانها و حفظ وفاداری به پادشاه یادآوری میشود.
مکن آنکه دشمن شود شادکام
برآید ز کین تیغ تیز از نیام
هوش مصنوعی: هرگز نگذار که دشمن شاد و خوشحال شود، زیرا از کینهاش میتواند مانند تیغی تیز بیرون بیاید و آسیب برساند.
چنان دان که بر تخت کیخسرو است
نه لهراسپ بر تخت شاه نو است
هوش مصنوعی: بدان که در جایگاه و مقام، مانند کیخسرو است و نه مانند لهراسپ، که در واقع نشان میدهد یک پادشاه جدید و قدرتمند در حال ظهور است.
چنین داد پاسخ بدو زال پیر
که ای شاه فرخ رخ بی نظیر
هوش مصنوعی: زال پیر به او پاسخ داد که ای شاه با چهرهای از همه زیباتر و بیهمتا.
اگر سر به پیچم ز فرمان شاه
بدان سر تنم باد زین پرگناه
هوش مصنوعی: اگر از دستورات پادشاه سرپیچی کنم، سرانجام جانم بهخاطر این کار بیهوده به خطر میافتد.
ولیکن مرا در دل آمد شگفت
بدین بر یک اندازه باید گرفت
هوش مصنوعی: اما در دل من شگفتیای به وجود آمد که باید آن را به یک حالت خاص پذیرفت.
که چون روی لهراسپ بینم همی
بدل اندر آید مرا زو غمی
هوش مصنوعی: وقتی چهره لهراسپ را میبینم، احساس میکنم که دلم به درد میآید و غم و اندوهی در وجودم شکل میگیرد.
بدو گفت خسرو نباشد گزیر
ز رای خداوند ناهید و تیر
هوش مصنوعی: خسرو به او گفت: هیچکس نمیتواند از تصمیمات و اراده خداوند که همچون تیر و رعد هست، فرار کند.
کنون خیز و فرمان لهراسپ بر
وزین لرزه بر جان ارجاسپ بر
هوش مصنوعی: حالا برخیز و فرمان لهراسپ را اجرا کن و بر جان ارجاسپ لرزشی عظیم ایجاد کن.
شد از خواب بیدار زال گزین
بر شاه شد بوسه زد بر زمین
هوش مصنوعی: زال از خواب بیدار شد و بر تخت شاهی نشسته، به زمین بوسه زد.
به شاه آفرین کرد و بنواختش
نبردش بر اورنگ بنشاختش
هوش مصنوعی: او به شاه ستایش و تحسین کرد و او را نوازش نمود و بر تختش نشاند.
به شاهی بدو آفرین کرد زال
ولیکن بدل بودش از شه سکال
هوش مصنوعی: زال به شاه آفرین گفت و او را ستایش کرد، اما در دلش نسبت به این شاه احساس خوبی نداشت.
پزشکان به آورد و زخمش به بست
به شد خوب آن شاه یزدان پرست
هوش مصنوعی: پزشکان زخم را معالجه کردند و آن شاه یزدانپرست بهبود یافت.
ببارید یک روز از دیده آب
جهان جوی لهراسپ بادرد و تاب
هوش مصنوعی: یک روز، اشکهای عمیق و غمانگیز از چشمان من مانند جوی آب میریزند، مانند داستان لهراسپ که پر از درد و رنج است.
که شد بخت و هم تخت و هم نام من
به خاک اندر آمد همه کام من
هوش مصنوعی: بخت و همسر و نامم به خاک رفتند و همه آرزوهایم بر باد رفت.
بدو گفت دستان که دل شاد باد
که آمد سپاه یلان همچو باد
هوش مصنوعی: دستان به او گفت که دل شاد باش، زیرا سپاه قهرمانان مثل نسیم در حال آمدن است.
نه ارجاسپ مانم نه توران سپاه
کنم تیره برترک آوردگاه
هوش مصنوعی: من نه به مانند ارجاسپ (شاهنشاه تورانی) خواهم ماند و نه سپاه توران را به میدان نبرد میآورم.
تهمتن اگر نیست ایدر به جنگ
فرامرز شمشیر دارد به چنگ
هوش مصنوعی: اگر تهمتن در اینجا نیست، فرامرز با شمشیرش آماده جنگ است.
پس آگاهی آمد به ارجاسپ شاه
که در سیستانست لهراسپ شاه
هوش مصنوعی: آگاهی به ارجاسپ شاه رسید که لهراسپ شاه در سیستان قرار دارد.
بشد کشته طهماسب اندر نبرد
بدست فرامرز با دار و برد
هوش مصنوعی: طهماسب در نبردی به دست فرامرز کشته شد و در آن جنگ، دار و دستهاش نیز دچار آسیب شدند.
که از راه هند اندر آمد سوار
برون برد شه را از آن کارزار
هوش مصنوعی: سوارانی از سمت هند وارد شدند و فرمانروای خود را از میدان نبرد بیرون بردند.
دل و جان ارجاسپ آمد به جوش
برآمد ز جا و بزد یک خروش
هوش مصنوعی: دل و جان ارجاسپ به شدت برانگیخته شدند و از جای خود به بیرون آمدند و فریادی بلند زدند.
همی خواست کاید سوی سیستان
که شد آگه از کار کارآگهان
هوش مصنوعی: او میخواست به سوی سیستان برود زیرا از کار دانایان باخبر شده بود.
که در دشت زی لشکر بیشمار
ابا کرد فیروز و طوس سوار
هوش مصنوعی: در دشت وسیع، در میان لشکری بزرگ، فیروز و طوس سوار بودند و از مبارزه شانه خالی کردند.
دگر پور گودرز رهام شیر
چه روئین و گرگین و کرکوی پیر
هوش مصنوعی: پسر گودرز، رهام، در مقام پهلوانی چون شیر است و همچون روئین (که به معنای نیرومند و مقاوم است) و همچنین به تعداد دلاورانی چون گرگین و کرکوی پیر میپردازد. در واقع، این جمله به توصیف قدرت و دلاوری او و مقایسهاش با دیگر پهلوانان اشاره دارد.
بیاری شه لشکر آراستند
ز ایران سپه بهر کین خواستند
هوش مصنوعی: با کمک شاه، لشکر به خوبی آماده شدند و سپاهیان ایران برای انتقام آماده شدند.
بطوس اندرون ارده شیر سوار
ابا نامور لشکر سی هزار
هوش مصنوعی: در شهر طوس، مردی شجاع و دلیر سوار بر اسب مشهور، رهبری لشکری با سی هزار نفر را بر عهده دارد.
ز کین بسته بر گرده پیل کوس
به زابل سپه برد خواهد ز طوس
هوش مصنوعی: به خاطر کینهای که در دل دارم، به سادگی بر دوش فیل (نماد قدرت) بار میزنم و از زابل (منطقهای در ایران) به سمت سپاه میروم، زیرا به دنبال انتقام از طوس هستم.