برگردان به زبان ساده
ز بس تیر بر جوشن شاه شیر
همی تیر برتیر شد جایگیر
هوش مصنوعی: از شدت تیرهایی که به زره شاه شیر زده شده، تیرها آنچنان در هم تنیده و محکم شدهاند که گویی جای گرفتهاند.
چه شد راست بر چرخ گردنده هور
نماند آن زمان بر تن شاه زور
هوش مصنوعی: چه اتفاقی افتاد که بر مدار آسمان، خورشید بر تن پادشاهی نماند؟
تن خویش بر مرگ بنهاد شاه
که ناگاه گردی برآمد ز راه
هوش مصنوعی: سلطان بدن خود را به مرگ سپرد، زیرا ناگهان غباری از راه نمایان شد.
برون آمد از گرد لشکر دولک
که جنبان زمین بود و لرزان فلک
هوش مصنوعی: دولت دوباره از میان لشکری که به پاخاسته بود، بیرون آمد؛ همان لشکری که زمین را به لرزه درآورده و آسمان را متزلزل کرده بود.
سواری دمان پیش آمد ز راه
شد آگاه از رزم لهراسپ شاه
هوش مصنوعی: در حالی که سواری در حال عبور از مسیری بود، به طور ناگهانی متوجه شد که نبردی در جریان است که شاه لهراسب در آن حضور دارد.
سپهدار خود را خبردار کرد
که بنگر که گردان چو پیکار کرد
هوش مصنوعی: فرمانده خود را آگاه ساخت که نگاه کن چگونه جنگ به درگیری تبدیل شده است.
شهنشاه لهراسپ را در میان
گرفتند ترکان تیره روان
هوش مصنوعی: ترکان تیرهرو، شاه لهراسپ را در میان خود محاصره کردند.
سپهدار لشکر چو بشنید آن
بزد دست برداشت گرز گران
هوش مصنوعی: سردار سپاه وقتی این خبر را شنید، دستش را به سوی چماق سنگینش برد و آماده شد.
شنیدم که آن یل فرامرز بود
که آمد بکین اندران مرز زود
هوش مصنوعی: شنیدم که آن جوانمرد مشهور به نام فرامرز، به سرعت به آن سرزمین آمد تا انتقام بگیرد.
همی آمد از هند آن نامدار
ابا گرد بانوی خنجرگزار
هوش مصنوعی: یک مرد مشهور از هند به سمت ما میآید که در کنار خود بانویی دارد که با خنجر مهارت دارد.
برآورد گرز کشن پهلوان
به نزدیک لهراسپ آمد دوان
هوش مصنوعی: پهلوانی با گرزی در دست، به سرعت به نزد لهراسب آمد.
بگرز گران بس لشکر شکست
بیامد بر شاه آن پیل مست
هوش مصنوعی: بزرگ و شجاع، سپاه را به شدت شکست داد و به سوی شاه، آن فیل نیرومند آمد.
همی گفت شاها چه حالست این
کجا شد تو را تاج و تخت و نگین
هوش مصنوعی: با کمال تعجب میپرسیدند، ای شاه، حال تو چطور است؟ کجاست تاج و تخت و جواهرهای تو؟
بدان بد که مرده است لهراسپ شاه
سپرده به ارجاسپ تخت و کلاه
هوش مصنوعی: بدان که شاه لهراسپ مرده و تخت و تاج خود را به ارجاسپ سپرده است.
به جوش آمد از کینه آن پهلوان
در آمد در آن لشکر اندر زمان
هوش مصنوعی: پهلوان از کینه و غضب به شدت به جوش آمد و در میان لشکر ظاهر شد.
به لشکر بفرمود آن نامدار
که ای نامداران خنجرگزار
هوش مصنوعی: به فرمان آن پهلوان بزرگ، به سربازان گفت که ای دلیران، آماده باشید برای نبرد.
برآرید یکسر ز کین تیغ تیز
که روز شتابست و جای ستیز
هوش مصنوعی: تیغ تیز را برای جنگ و مبارزه برآورید، زیرا روز در حال گذر است و فرصت برای نبرد محدود است.
همایند یکتن که بیرون روند
و یا رسته از تیغ پرخون روند
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به افرادی دارد که با شجاعت و تصمیم قاطع از شرایط سخت و خطرناک بیرون میآیند، حتی اگر به سختی یا آسیبهای جدی دچار شوند. آنها با ارادهای قوی و روحیهای استوار، از دشواریها عبور میکنند و به جلو میروند.
سراسر بکین بر زدند آستین
بشد گرم هنگامه گرز و کین
هوش مصنوعی: همه جوانب جنگ و خونریزی را آماده کردند و آستینها را بالا زدهاند، در حالی که در میان گرما و هیاهوی جنگ و انتقام به شدت در حال نبرد هستند.
شد از گرد چون شب سیه دشت و باغ
سنان شمع و شمشیر بودی چراغ
هوش مصنوعی: با تاریکی شب، دشت و باغ به رنگ سیاه درآمدند و در این میان، سنان و شمشیر مانند چراغی روشن بودند.
چنان گرم بازار شمشیر شد
کاز آن لرزه بر پیکر شیر شد
هوش مصنوعی: بازار شمشیر به قدری شدید و پرهیجان شد که لرزهای به بدن شیر افتاد.
بدرید بشکست روز نبرد
عمود و سنان پشت و پهلوی مرد
هوش مصنوعی: در روز نبرد، عمود و سنان شکست و بدن مرد آسیب دید.
ز گرز گران مغزها سوده شد
ز کشته بهر سوی صد پشته شد
هوش مصنوعی: از ضربات سخت و سنگین، مغزها متلاشی شدند و بهخاطر کشتهها، از هر طرف، تودههای زیادی بهوجود آمد.
چنان از زره تیر کردی گذار
که از پرنیان سوزن آبدار
هوش مصنوعی: به قدری با مهارت و دقت تیر را پرتاب کردی که گویی از پارچه نرم و لطیف نیز عبور کرده است.
چنان فتنه شد در دم کینه گرم
که چون موم نعل فرس بود نرم
هوش مصنوعی: در لحظهای پر از تنش و کینه، وضعیت بهگونهای تغییر کرد که مانند موم نرم و انعطافپذیر شده بود، همچون نعل اسب که به راحتی در دماهای مناسب شکل میگیرد.
تن نازنینان درآمد به خاک
ز شمشیر شیران جگر چاک چاک
هوش مصنوعی: تن لطیف و نازک انسانها به خاک افتاد، به خاطر ضربات شمشیرهایی که از دل شیران به وجود آمده و خونآلود شده است.
سپهدار در پیش لهراسپ بود
زبان پر ز دشنام ارجاسپ بود
هوش مصنوعی: سپهبد در برابر لهراسپ ایستاده بود و زبانش پر از دشنام و بیاحترامی به ارجاسپ بود.
ز یک سوی بانوگشسب سوار
ز سوی دگر پارس پرهیزگار
هوش مصنوعی: از یک سو، بانوگشسب سوار است و از سوی دیگر، پارس پرهیزگار.
چو شیران در آن رزم جوشان شدند
بهر سوی جوشان و کوشان شدند
هوش مصنوعی: مانند شیران در آن جنگ پرشور، هر کدام به سمتهای مختلفی به حرکت درآمدند و به تلاش و کوشش ادامه دادند.
به پیش سپه راند طهماسپ اسپ
بزد تیغ بر دست بانو گشسپ
هوش مصنوعی: طهماسپ به همراه سپاهش به جلو میرفت و اسبش را به جلو راند. شمشیر در دست بانوی گشسپ آماده بود.
ازو خسته شد دختر پهلوان
عنان را به پیچید شد در کران
هوش مصنوعی: دختر پهلوان از او خسته شد و پس از آن، افسار را به طرفی کشید و به سمت دشت حرکت کرد.
بیامد دمان پارس پرهیزگار
به نزدیک آن ترک شوریده کار
هوش مصنوعی: در لحظهای، فرد پرهیزگار از پارس به نزد آن ترک شوریده و بیقرار آمد.
برآویخت با ترک از کینه شیر
بزد تیغ طهماسپ در وی دلیر
هوش مصنوعی: شیر به خاطر کینهای که داشت، با ترک مبارزه کرد و تیغ طهماسپ را با شجاعت به او زد.
به شد خسته ز آن تیغ پرهیزگار
به پیچید و شد از میان بر کنار
هوش مصنوعی: او از آن تیغ پرهیزکار به شدت خسته شد و به گوشهای دور رفت و از وسط مسیر کنار کشید.
بگرز گران برد آن ترک دست
سپاه فرامرز درهم شکست
هوش مصنوعی: ترکهی سنگین مردی تُرک، سپاه فرامرز را شکست و پراکنده کرد.