برگردان به زبان ساده
آن شه حسن کز غلامی اوست
بندگی را شرف بر آزادی
هوش مصنوعی: زیبایی آن شخصی که غلام اوست، به قدری بالاست که ارزش بندگی او از آزادی بیشتر است.
گنج حسنش اگر مکان طلبد
در دو عالم نماند آبادی
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و خوبی او بخواهد جایی را برای خود انتخاب کند، هیچ کجا در این دو جهان باقی نخواهد ماند.
خون ز شریان جبرئیل آرد
مژهاش در محل فصادی
هوش مصنوعی: اشکهایش مانند خون جبرئیل، بهقدری غمانگیز و دلخراش است که در محلی خاص، اثرات عمیق و معناداری بر جا میگذارد.
مرغ روح از هوس قفس شکند
چون رود غمزهاش به صیادی
هوش مصنوعی: پرندهای که نماد روح است، از آرزوها و خواستههای دنیوی خود خارج میشود و همانند آبی که در حال حرکت است، به سمت شکارچی خود میرود.
کرده معزول چشم قتالش
ملک الموت را ز جلادی
هوش مصنوعی: چشمانش آنقدر قدرت دارند که حتی فرشته مرگ را به وحشت انداخته و او را از این کار منصرف کردهاند.
حاصل آن کامران که رخش ثناش
می توان تاختن به صد وادی
هوش مصنوعی: کسی که زیبا و محبوب است، میتواند با افتخار و قدرت از سرزمینهای زیادی عبور کند و به مراتب بالاتری برسد.
گرم تشریف بخشیش چون ساخت
طبع من از کمال و قادی
هوش مصنوعی: وقتی بخشش تو به من گرمی میبخشد، طبیعت من نیز از کمال و فضائل تشکیل شده است.
زان به تن جامهٔ خودم ننواخت
که مبادا بمیرم از شادی
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه مبادا از خوشحالی بمیرم، هیچ نشانی از خوشحالی خودم را به تن نداشتم.