شمارهٔ ۱۰۱
محتشم کاشانی
»
دیوان اشعار
»
قطعات
»
شمارهٔ ۱۰۱
بر سر تربتی رسیدم دوش
خرم و غم زدا و محنت کاه
نور مهر علی و عترت او
زان مکان رفته تا به ذروهٔ ماه
با من آن روز از قضا بودند
جمعی از اهل معرفت همراه
گفتم این خاک کیست شخصی گفت
خاک پاک حسین عینالله
گفتم آگه نیم ز تاریخش
از همان مصرعم نمود آگاه
شمارهٔ ۱۰۰ - مرثیه: خورشید اوج حسن محمد امین که بود
شمارهٔ ۱۰۲ - قطعه: ای مهین آصفی که عالم را
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
قطعه
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بر سر تربتی رسیدم دوش
خرم و غم زدا و محنت کاه
هوش مصنوعی: دیشب به قبرستان رفتم و احساس شادی و آرامش کردم و غمها و مشکلاتم را فراموش کردم.
نور مهر علی و عترت او
زان مکان رفته تا به ذروهٔ ماه
هوش مصنوعی: نور مهر علی و خاندان او از آن مکان به اوج ماه رفته است.
با من آن روز از قضا بودند
جمعی از اهل معرفت همراه
هوش مصنوعی: روزی، گروهی از افراد دانشمند و آگاه در کنار من بودند.
گفتم این خاک کیست شخصی گفت
خاک پاک حسین عینالله
هوش مصنوعی: گفتم این خاک متعلق به چه کسی است، شخصی پاسخ داد که این خاک پاک، خاک حسین، یعنی نور خداوند است.
گفتم آگه نیم ز تاریخش
از همان مصرعم نمود آگاه
هوش مصنوعی: به او گفتم که از تاریخ آن چیز زیادی نمیدانم، اما او به من نشان داد که از همان دوران مصریها آگاه است.