برگردان به زبان ساده
چو بر زندانیان رانی سیاست، یاد کن ما را
بگردان گرد سر و ز قید جان آزاد کن ما را
هوش مصنوعی: هرگاه به زندانیان ظلم و ستم میکنی، لطفاً به یاد ما هم باش و ما را از درد و رنج آزاد کن.
زبان شِکوه بگشایم اگر بر خنجر جورت
ملامت از زبان خنجر جلاد کن ما را
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از دل شکایت کنم، اینگونه است که همانطور که خنجر تو به من آسیب میزند، زبان خنجر هم میتواند به من ملامت کند.
اگر بر دار بیدادت بر آریم از زبان آهی
به رسوایی برون زین دارِ بیبنیاد کن ما را
هوش مصنوعی: اگر در دل سنگینی خواب و غفلت را از بین ببریم و با زبانی آکنده از درد و اندوه، فضیحت و بیپایهای این دنیا را از یاد ببریم، ما را از این بند رها کن.
نمودی یک وفا، دادیم پیشت داد جانبازی
بیا و امتحانی نیز در بیداد کن ما را
هوش مصنوعی: ما به تو نشان دادیم که وفاداریم، برای تو فداکاری کردیم. اکنون بدون وجود او، آزمایشهای سختی را بر ما روا کن.
به سودای دل ناشاد خود در ماندهام بی تو
به این نیت که هرگز در نمانی، شاد کن ما را
هوش مصنوعی: من به خاطر دل غمگین و ناشادم، بی تو در سختی و ناراحتی هستم و امیدوارم که هرگز تو را در رنج نگذارم. ما را شاد کن.
چو روزی مینشستم بر سر راهت، اگر گاهی
غریبی را ببینی بر سر ره یاد کن ما را
هوش مصنوعی: وقتی که روزی بر سر راهت نشستهام، اگر گاهی کسی را دیدی که غریب و بیکس است، به یاد من هم باش.
ملولم از خموشی محتشم حرفی بگو از وی
زمانی هم زبان ناله و فریاد کن ما را
هوش مصنوعی: من از سکوت محتشم ناراحتم، حرفی بزن تا کمی با تو صحبت کنم و درد و دل خود را بیان کنم.