برگردان به زبان ساده
که زد بر یاریِ ما چشمزخمی اینچنین یارا
که روزی شد پس از وصلِ چنان هجرِ چنین ما را
هوش مصنوعی: چشمی که بر یار ما تأثیر گذاشت و باعث چنین آسیبهایی شد، دوست من، روزی پس از اینکه به هم رسیدیم، ما را به این شکل جدا کرد.
تو خود رفتی ولی باد جنون خواهد دواند از پی
بسان شعلهٔ آتش من مجنون رسوا را
هوش مصنوعی: تو رفتی، اما در دل من دیوانگی و شور خواهد ماند، مانند شعلههای آتش که پیوسته به دنبال دیوانهای در حال سوختن است.
تو خود رو در سفر کردی ولی صحرا سپر کردی
به صد شیدایی مجنون من مجنون شیدا را
هوش مصنوعی: تو خود را در سفر گم کردی، اما در مسیر، دیگران را حمایت کردی. تو در میان شور و شوق بسیار، مجنون خود را به شیدایی دعوت کردی.
فرس آهسته ران کاندر پیت از پویه فرسوده
قدمها تا به زانو گمرهان دشتپیما را
هوش مصنوعی: به آرامی سوار را بران تا در گودالها از حرکت مانده نمانند، تا زانو گمشدگان راه را در دشت بیابند.
شب تاریک و گمراهان ز دنبال تو سرگردان
برون آر از سحاب برقع آن روی مهآسا را
هوش مصنوعی: شب تاریک و بیراههها، افرادی گمراه در جستجوی تو هستند. آنان را از ابرهای تیره دور کن و چهره زیبا و روشن تو را نمایش بده.
خطرگاهیست گرد خرگهت از شیشههای دل
خدا را بر زمین ای مست ناز آهسته نه پا را
هوش مصنوعی: خطرهایی در اطراف مکانی که در آن هستی وجود دارد و باید احتیاط کنی. پس با توجه به دلای از خداوند، باید آرام و به آرامی گام برداری.
چو میرد محتشم دور از قدت باری چو باز آیی
به خاکش گه گهی کن سایه گستر نخل بالا را
هوش مصنوعی: وقتی که محتشم از دنیا برود، اگر تو به خاک او برگردی، گاهی بر بالای نخل سایهای بگستران.