برگردان به زبان ساده
پای یکی به علت ادبار نارواست
رخش یکی به عرصهٔ اقبال در دو است
هوش مصنوعی: یکی به خاطر بدشانسی در وضعیت نامناسبی قرار دارد و دیگری به دلیل خوششانسی به موفقیت رسیده است.
در افتاب وصل یکی گرم اختلاط
قانع یکی ز دور به یک ذره پرتو است
هوش مصنوعی: در آفتاب وصال، یکی در حال شادی و گرمی در حال گفتگوست و دیگری از دور فقط به یک پرتو کوچک از نور راضی است.
اما ازین چه غم که کهن دوستدار او
در خاطرش نشسته تر از عاشق نواست
هوش مصنوعی: ولی از این چه نگرانی که دوست قدیمیاش در ذهنش از عشقش هم عمیقتر جای گرفته است.
شطرنج غایبانه شیرین به کوه کن
در دل به صد شکفتگی نرد خسرو است
هوش مصنوعی: شطرنجی که به صورت غیابی و دور از چشم انجام میشود، در دل کوهها با شور و شوقی وصفنشدنی به بازی پرداخته میشود و این بازی نشاندهندهی قدرت و زیبایی است.
زندان هجر او چه طلسمی است کاندران
نه طاقت نشست و نه راه بدر رو است
هوش مصنوعی: زندان جدایی او چه نوع جادویی است که در آن نه تحمل ماندن وجود دارد و نه راهی برای فرار.
اعجاز عشق بین که تمنای هندویی
پاینده دار نام شهنشاه غزنو است
هوش مصنوعی: عشق میتواند کارهای شگفتانگیزی انجام دهد؛ آرزوی کسی از قوم هند که نامش به عنوان پادشاه غزنو در تاریخ ثبت شده، دوام و پایداری دارد.
معلوم قدر دانهٔ اشک تو محتشم
جائی چنان که خرمن جانها به یک جواست
هوش مصنوعی: قدر و ارزش اشکهای تو، محتشم، به قدری بالاست که میتواند جانها را به راحتی تحت تأثیر قرار دهد، مانند این که یک دانه درشت میتواند کل محصولی را تغییر دهد.