برگردان به زبان ساده
کنون که خنجر بیداد یار خونریز است
کجاست مرد که بازار امتحان تیز است
هوش مصنوعی: حالا که دوست با خیانت و ظلمش باعث درد و رنج شده است، دیگر کجاست آن مردی که در این شرایط دشوار حاضر به امتحان و آزمایش باشد؟
دلم ز وعدهٔ شیرین لبی است در پرواز
که یاد کوهکنش به ز وصل پرویز است
هوش مصنوعی: دل من به یاد یک لب شیرین در حال پرواز است، که یادآوری آن کوهکنی برایم بهتر از وصال پرویز میباشد.
ز من چه سرزده ای سرو نوش لب که دگر
سرت گران و حدیثت کنایه آمیز است
هوش مصنوعی: نگران نباش، منی که به تو فکر میکنم، به خاطر زیباییات اذیت میشوم و حالا دیگر نشانهای از تو فراموشم نمیشود.
منه فزونم ازین بار جور بر خاطر
که پیک آه گران خاطر سبک خیز است
هوش مصنوعی: بار سنگینی که بر دوش دارم، بیشتر از این نیست که فکرم را مشغول کند، زیرا حس غم و اندوه به اندازهای سنگین است که حتی نمیتوانم به راحتی از آن رها شوم.
کشاکش رگ جانم شب دراز فراق
ز سر گرانی آن طره دلاویز است
هوش مصنوعی: درد و رنج کشیدن در شبهای طولانی فراق، ناشی از سنگینی و زیبایی موی دلربایت است که مرا آزار میدهد.
به این گمان که شوم قابل ترحم تو
خوشم که تیغ جهانی به خون من تیز است
هوش مصنوعی: من گمان میکنم که شاید مورد رحم و شفقت تو قرار بگیرم و از این موضوع خوشحال هستم، در حالی که میدانم سرنوشت سختی به سراغم آمده و دنیای بیرون علیه من آماده است.
چو محتشم سخن از قامتت کند بشنو
که گاه گاه سخنهای او بانگین است
هوش مصنوعی: زمانی که محتشم درباره قامت تو سخن میگوید، باید توجه کنی که کلام او گاهی اوقات بسیار زیبا و دلنشین است.