برگردان به زبان ساده
زخم جفای یار که بر سینه مرهم است
از بخت من زیاده و از لطف او کم است
هوش مصنوعی: زخم و آزار یار که بر سینهام نشسته، از شانس من بیشتر است و از مهربانی او کمتر.
کودک دل است و دو و لعب دوست لیک
در قید اختلاص ز قید معلم است
هوش مصنوعی: دل کودکانه، همچون یک روح بازیگوش و شاد است که به دویدن و بازی مشغول است. اما در عین حال، تحت تأثیر معلم و محیط اطرافش قرار دارد و آزادیاش محدود شده است.
پنهان گلی شکفته درین بزم کان نگار
خود را شکفته دارد و بسیار درهم است
هوش مصنوعی: در این جمع زیبا، گلی پنهان دارد که در دلش زیبایی خاصی نهفته است و به شدت تحت تأثیر زیباییهای دیگران قرار دارد.
شد مست و از تواضع بیاختیار او
در بزم شد عیان که نهان با که همدمست
هوش مصنوعی: او سرشار از شراب و بیاختیار در جمع خود را نشان داد، و حالا آشکار شده که در دلش با چه کسی همراه است.
ترسم برات لطف گدائی رسد به مهر
کان لعل خاتمیست که در دست خاتمست
هوش مصنوعی: ترسام این است که محبت و مهربانی تو باعث شود که من در حالت نیاز و گدا ماننده شوم، چرا که عشق و زیبایی تو مانند سنگ قیمتیای است که در دست کس دیگری است و من را از داشتن آن محروم میکند.
از گریههای هجر شکست بنای جان
موقوف یک نم دیگر از چشم پر نمست
هوش مصنوعی: از درد و جدایی به شدت دل شکستهام و دیگر نمیتوانم تحمل کنم، فقط یک بار دیگر از چشمان پر از اشکم بگذارید بریزد.
هر صبح دم من و سر کوی بتان بلی
شغلی است این که بر همهٔ کاری مقدم است
هوش مصنوعی: هر صبح در کنار کوی معشوقان، من کار و مشغلهای دارم که برایم از همه چیز اهمیت بیشتری دارد.
با این خصایل ملکی بر خلاف رسم
باید که سجدهٔ تو کند هر که آدم است
هوش مصنوعی: هر کسی که آدم باشد، با وجود ویژگیهای ممتاز تو، باید برخلاف قواعد معمول، به تو احترام بگذارد و سجده کند.
با غم که جان در آرزوی خیر باد اوست
گفتار محتشم همه دم خیر مقدم است
هوش مصنوعی: با غم و اندوه، جانم در انتظار خوبی اوست و گفتار محتشم همیشه خوشامدگویی است.