برگردان به زبان ساده
به جائی امن آرامیده مرغی داشت ماوایی
صدای شهپر شاهین برآمد ناگه از جائی
هوش مصنوعی: در یک مکان آرام و امن، پرندهای زندگی میکرد. ناگهان صدای بال زدن یک شاهین از جایی به گوش رسید.
عقابی در رسید از اوج استیلا و پیش وی
به جز تسلیم نتوانست صید ناتوانائی
هوش مصنوعی: عقابی به اوج قدرت و تسلط خود رسید و در مقابل او هیچکس نمیتوانست جز تسلیم شدن کاری کند.
شکارانداز صیادی برآمد تیغ کین بر کف
فکند آشوب در وحشی شکاری بند برپائی
هوش مصنوعی: تبهکارانی با تکیه بر کینهتوزی، سلاحهای خود را به دست گرفته و از این بابت دلآشوبی در میان شکارهای وحشی ایجاد کردند.
به برج خویش ساکن بود ثابت کوکبی ناگه
چو سیمایش به بحر اضطراب افکند سیمائی
هوش مصنوعی: در آسمان خود، ستارهای ثابت و ساکن بود، اما ناگهان با نگاه کردن به چهرهاش، اضطراب و تلاطم را به دریا میاندازد.
تنی کز جا نجنبیدی ز آشوب قیامت هم
قیامانگیز وی گردید فرقد و بالائی
هوش مصنوعی: بدنی که از جا تکان نخورد، حتی در بلایای قیامت هم میتواند موجب قیام و حرکت شود و به ستارههایی چون فرقد و بالایی تصوری فراتر ببخشد.
ز گرد ره به تاراج دل افتادند چشمانش
چنان کافتند غارت پیشگان درخوان یغمائی
هوش مصنوعی: چشمان او مانند دزدانی هستند که دل را به تاراج میبرند و در میهمانی یغماگران، بیمهای بر دلها میگذارند.
زبانی دادهاند از عشوه آن چشم سخنگو را
که در گوش خرد صد حرف میگوید به ایمائی
هوش مصنوعی: چشمان زیبای او به زبان خود از عشق و ناز حرف میزنند و در گوش دلهای خردمند، با یک اشاره صدها نکته و معنی را منتقل میکنند.
زمین فرسایی از سجدههای شکر واجب شد
که سر در کلبهٔ من زد کله بر آسمان سائی
هوش مصنوعی: زمین به خاطر سجدههای شکر که به من واجب شده است، به کلبهٔ من آمد و سرش را به آسمان بلند کرد.
پی عذر قدومت محتشم تا دم آخر
بر آن در جبههسائی آستان از سجده فرسائی
هوش مصنوعی: به خاطر احترام به حضور تو، تا آخرین لحظه در آستانت به سجده میافتم و هیچ کمکاری نمیکنم.