برگردان به زبان ساده
چو هجر راه من تشنه در سراب انداخت
سکون سفینه به گرداب اضطراب انداخت
هوش مصنوعی: وقتی که جدایی به سراغم آمد، حس تشنگیام را در بیراههها رها کرد. سکون و آرامش کشتیام را در گردابی از اضطراب اسیر کرد.
فلک ز بد مددیها تمام یاران را
چو دست بست گلیم مرا در آب انداخت
هوش مصنوعی: زمانه به خاطر بدیها و ناملایمات، همه دوستان را از کمک کردن به من بازداشت و در نتیجه، وضعیت من به شدت بد شده و در منجلاب مشکلات قرار گرفتم.
زمانه دست من اول به حیله بست آن گه
ز چهره شاهد مقصود را نقاب انداخت
هوش مصنوعی: زمانه ابتدا به ترفندهای خود مرا فریب داد و سپس چهره محبوب را از من پنهان کرد.
به جنبشی که نمود از نسیم کاکل او
هزار رشتهٔ جان را به پیچ و تاب انداخت
هوش مصنوعی: به خاطر حرکتی که نسیم از موهای او ایجاد کرد، هزار رشته زندگی را به هم پیچید و به تلاطم درآورد.
گرفت محتشم از ساقی غمش جامی
که بوی او من میخواره را خراب انداخت
هوش مصنوعی: محتشم از ساقی، جامی دریافت کرد که عطر حضور محبوبش، اثرش را بر من مست گذاشت و مرا به حالتی خراب و پریشان وا داشت.