برگردان به زبان ساده
یگانهای در دل میزند به دست ارادت
که جای موکب حسنش ز طرف ماست زیادت
هوش مصنوعی: در دل من، عشق و محبت به یکتای حقیقی میتپد و نشان از ارادت من به اوست، زیرا جایگاه زیبایی و خوبیاش در نزد من بسیار بیشتر از آن چیزی است که میتوان بیان کرد.
اگر کشاکش زور قضا بود ز دو جانب
میانهٔ من و او نگسلد کمند ارادت
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت مقدر باشد، هیچ چیز نمیتواند پیوند محبت و ارادت من و او را قطع کند.
در این ولایت پر شور و فند خانهٔ کنعان
چهها که مادر ایام کرد در دو ولایت
هوش مصنوعی: در این دیار پر هیاهو و شوق، چه کارهایی که مادر روزگار در دو کشور نکرده است.
شکسته رنگی رنج خمار هجر زحد شد
ز گوشهای بدرآ سرخوش ای سهیل سعادت
هوش مصنوعی: رنج و غمی که از دوری و جدایی ایجاد شده، دیگر به حد کافی تحمل نشده و رنگش شکسته است. ای سهیل، ستاره خوشبختی، از گوشهای جلوهگر شو و ما را شاد کن.
فتاده حوصلهٔ مرغ روح تنگ خدا را
بده به خسته پیکان خود نوید عیادت
هوش مصنوعی: روح مجروح و خستهای که تحملش تمام شده، پیام و نوید آرامش و عیادت را به خدا میطلبد. مانند پرندهای که در قفس حوصلهاش سر رفته و در جستجوی راحتی و آزادی است.
به معبدیست رخ محتشم که میکند آنجا
نیاز یک شبه کار هزار ساله عبادت
هوش مصنوعی: معبدی وجود دارد که چهرهای زیبا و باوقار دارد و در آنجا اگر کسی به نیاز دلش توجه کند، میتواند در یک شب به اندازهی هزار سال عبادت و تلاش، به هدفش برسد.