برگردان به زبان ساده
شوق درون به سوی دری میکشد مرا
من خود نمیروم دگری میکشد مرا
هوش مصنوعی: احساس درونیام مرا به سمت یک در میکشاند، اما خودم به جایی نمیروم و نیروی دیگری مرا به سمت خود میکشاند.
یاران مدد که جذبهٔ عشق قوی کمند
دیگر به جای پرخطری میکشد مرا
هوش مصنوعی: دوستان کمک کنید، زیرا کشش عشق مرا به بیراههای خطرناک میبرد.
ازبار غم چو یکشبه ماهی به زیر کوه
شکل هلال مو کمری میکشد مرا
هوش مصنوعی: از بار غم، چون ماهی که زیر کوه پنهان است، کمری به شکل هلال مرا به سمت خود میکشاند.
صد میل آتشین به گناه نگاه گرم
در دیدهٔ تیز بین نظری میکشد مرا
هوش مصنوعی: نگاه پرحرارت و وسوسهانگیز در چشم تیزبین کسی، مرا به شدت به گناه میکشاند.
من مست آن قدر که توان پای میکشم
امداد دوست هم قدری میکشد مرا
هوش مصنوعی: من به قدری در حال مستی هستم که به زحمت میتوانم پاهایم را حرکت دهم، اما دوستی نیز به اندازهای مرا یاری میکند.
دست از رکاب من بگسل محتشم که باز
دولت عنان کشان بدری میکشد مرا
هوش مصنوعی: محتشم، از کنترل من دست بکش، چون بار دیگر قدرتی به جلو میآید که مرا به سمت خود میکشاند.