برگردان به زبان ساده
بعد هزار انتظار این فلک بیوفا
شهد وصالم چشاند، زهر فراق از قفا
هوش مصنوعی: پس از مدت طولانی انتظار، این آسمان نامهربان به من طعم شیرین وصال را چشاند، اما از پشت، زهر جدایی را به من داد.
وه که ز کین میکند هر شب و روزم سپهر
با تو به زحمت قرین و از تو به حسرت جدا
هوش مصنوعی: آه که چه بد است این احساس کینه، هر روز زندگیام به سختی سپری میشود و جدایی از تو با حسرت همراه است.
رفتی و میآورد جذبهٔ شوقت ز پی
خاک مرا عنقریب همره باد صبا
هوش مصنوعی: تو رفتی و عشق و شوق تو به یاد من باقی مانده است؛ به زودی بادی خوشبو میآید که بویی از من به همراه داشته باشد.
با تو بگویم که هجر با من بیدل چه کرد
روزیِ من گر شود وصل تو روز جزا
هوش مصنوعی: میخواهم به تو بگویم که جدایی چه بلایی بر سر من آورد. اگر روزی به وصالت دست یابم، روز حساب و جزا چه خواهد بود.
شد همهجا چون شبَه بیتو به چشمم سیه
چشم سیهرویِ من، دید تو را از کجا؟
هوش مصنوعی: در نبود تو، همه جا برایم تاریک و ناآشنا شده است. چشمان سیاه و زیبای تو را از کجا دیدهام که در ذهنم نقش بستهاند؟
از خرَدم تا ابد فکر تو بیگانه کرد
این دل دیوانه گشت با تو کجا آشنا
هوش مصنوعی: از زمانی که در دل من، فکر تو جا گرفته، عقل و منطق من به بیگانگی رفتهاند. این دل دیوانه هم که با عشق تو آشنا شده، دیگر نمیداند چه کند.
وه که ز همراهیَت محتشم افتاده شد
بستهٔ بندِ ستم ،خستهٔ زخم جفا
هوش مصنوعی: آه که به خاطر دوستیات، به دام ظلم و ستم افتادهام و خستگی زخمهای جفای روزگار، مرا ناتوان کرده است.