برگردان به زبان ساده
دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده باد
خون گشته قطره قطره ز مژگان چکیده باد
هوش مصنوعی: دل تو میخواهد که مانند چشمی تاریک و غمگین شود، چون هر لحظه از چشمانت اشک میچکد و دل را خونین کرده است.
جان نیز گشت پیرو دل کز ره اجل
خاری به پای بیهوده گردش خلیده باد
هوش مصنوعی: جان نیز تحت تأثیر دل قرار گرفت، زیرا از راه مرگ خاری به پایش گیر کرده که بیفایده در این گردش زندگی مانع میشود.
تن هم نمیکشد ز رهت پا بگفت من
کز سر کشی به دار سیاست کشیده باد
هوش مصنوعی: تن من حتی از راه تو نیز نمیتواند جان بگیرد، زیرا به من گفتند که به خاطر سرکشیام به چوبه دار سیاست گرفتار شدم.
تو قبلهٔ رقیبی و من در سجود تو
کز بار مرگ پشت امیدم خمیده باد
هوش مصنوعی: تو برای رقیب خود مقصد و معبود هستی و من در مقابل تو به حال عبادت ایستادهام، در حالی که به خاطر بار سنگین مرگ و ناامیدی، کمرم خم شده است.
با آن که میبری همه دم نام مدعی
نام تو میبرم که زبانم بریده باد
هوش مصنوعی: با اینکه هر لحظه به یاد تو هستم و نام تو را بر زبان میآورم، اما حالم آنقدر بد است که نمیتوانم درست صحبت کنم.
با آن که غیر دامن وصلت گرفته است
من زندهام که جیب حیاتم دریده باد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه دیگران به وصال محبوب دست یافتهاند، من همچنان زندهام چون وجودم سرشار از حیات و احساسات عمیق است.
گر مرغ روحم محتشم از باغ روی تو
دل برندارد از چمن تن پریده باد
هوش مصنوعی: اگر پرنده روح من از زیبایی تو دلش کنده شود، از چمن تنم بباد رفته خواهد شد.