برگردان به زبان ساده
بهر تسخیر دلم پادشهی تازه رسید
فکر خود کن که سپه بر در دروازه رسید
هوش مصنوعی: یک پادشاه جدید برای تسخیر دل من آمده است، خودت فکر کن که سپاه او به دروازه رسید.
عشق زد بر در دل نوبت سلطان دگر
کوچ کن کوچ که از صد طرف آوازه رسید
هوش مصنوعی: عشق بر در قلبی کوبید و اعلام کرد که وقت تغییر و جابجایی است؛ لذا جابجا شو، چرا که از هر سو صداهای عاشقانه به گوش میرسد.
شهر دل زود بپرداز که از چار طرف
لشگری تازه برون از حد و اندازه رسید
هوش مصنوعی: دل را زود از شهر خود جدا کن، زیرا از همه سمتها لشکری جدید و بینهایت به سمت تو میآید.
مژده محمل مه کوکبهای میآرند
از درون رخش برون تاز که جمازه رسید
هوش مصنوعی: خبر خوشی میرسد که کالسکهای با زیبایی از درون رخسار او بیرون میآید و به تازگی به جمع ما میپیوندد.
میوهٔ وصل تو آن به که گذارم به رقیب
از ریاض دگرم چون ثمر تازه رسید
هوش مصنوعی: میوهٔ وصالت برای من ارزش بیشتری دارد تا اینکه آن را به رقیب بدهم، همچنان که وقتی میوهای تازه به بار مینشیند، لذت آن از باغهای دیگر بیشتر است.
ساقیا باده ز خمخانهٔ دیگر برسان
که درین بزم مرا کار به خمیازه رسید
هوش مصنوعی: ای ساقی، لطفاً شراب را از خمخانهای دیگر بیاور، زیرا در این مهمانی حال من به جایی رسیده که فقط میتوانم خمیازه بکشم.
محتشم طرح کتاب دیگر افکند مگر
کار اوراق جلالیه به شیرازه رسید
هوش مصنوعی: محتشم نسخهای جدید از کتاب تهیه کرد، اما کار ورقهای جلالیه به سامان رسید.