برگردان به زبان ساده
روی ناشسته چو ماهش نگرید
چشم بیسرمه سیاهش نگرید
هوش مصنوعی: چشمهایی که نمیتوانند سرمه بکشند، به چهرهٔ زیبا و ناپاک او نمینگرند، مانند ماهی که هنوز نشسته است.
بر سر سرو ملایم حرکات
جنبش پر کلاهش نگرید
هوش مصنوعی: بر فراز درخت سروی که با نرمی در حرکت است، او به کلاهش نگاه نمیکند.
نگهش با من و رویش با غیر
غلط انداز نگاهش نگرید
هوش مصنوعی: نگاه او فقط به من نیست و باید مراقب باشم که به کسی دیگر هم توجه نکند.
مهر من گشته یکی صد ز خطش
اثر مهر و گیاهش نگرید
هوش مصنوعی: دوست من، محبت و عشق او باعث شده که اندکی از رد پای او در دل من باقی بماند و چشمانش هیچ وقت به کسی نگاه نکرده است.
شاه حسنش سپه آورده ز خط
عالم آشوب سپاهش نگرید
هوش مصنوعی: شاه حسن سپاهیانی را به میدان آورده که از خط عالم به آشوب افتادهاند، اما سپاه او به دلیل جلال و عظمتش هیچ احساسی از ترس و نگرانی ندارد.
عذرخواهی کندم بعد از قتل
عذر بدتر ز گناهش نگرید
هوش مصنوعی: پس از ارتکاب گناه و قربانی کردن کسی، حالا از او عذرخواهی میکنم، اما این کارم بدتر از خود گناه است و در واقع باعث گریه و اندوه او شده است.
میرود غمزه زنان از کشته
پشتهها بر سر راهش نگرید
هوش مصنوعی: دختران زیبا با ناز و غَمزه از روی پشتههای کشتهها عبور میکنند و به راه خود ادامه میدهند و به این وضعیت نمینگرند.
دود از چرخ برآورده دلم
اثر شعلهٔ آهش نگرید
هوش مصنوعی: دود از چرخ درآورده و دل من اثر شعلهٔ اشک او را نمیبیند.
محتشم کوه ستم راست ستون
تن کاهیده چو کاهش نگرید
هوش مصنوعی: محتشم، کوه ستم را به عنوان ستونی برای انسان ضعیف میبیند؛ آن چنان که وقتی فردی ضعیف و ناتوان میشود، به ستم و ظلم مینگرد و از آن میهراسد.