برگردان به زبان ساده
بخت چون بر نقد دولت سکهٔ اقبال زد
هم شب شاهی در درویش فرخ فال زد
هوش مصنوعی: زمانی که شانس و بخت به انسان روی میآورد، حتی یک درویش نیز میتواند در شب به مقام شاهی دست یابد و روزگارش خوش یمن و پر از خوشحالی شود.
جسم خاکی شد سپند و بستر آتش آن زمان
کان گران تمکین در این مضطرب احوال زد
هوش مصنوعی: بدن انسانی به خاک تبدیل شد و بستر آتش در زمانی که او با آرامش و اعتماد به نفس، در این وضعیت سخت و ناپایدار، اقدام کرد.
طایر گرم آشیان خواب از وحشت پرید
فتنه تیری از کمین بر مرغ فارغبال زد
هوش مصنوعی: پرندهای که در آشیانهاش خوابیده بود، از ترس بیدار شد و تیر خطرناکی از جایی پنهان به او اصابت کرد.
ساقی دولت به دستم ساغری پر فیض داد
مطرب عشرت به گوشم نغمهٔ پر خال زد
هوش مصنوعی: مأمور خوشبختی به من جامی پر از نعمت داد و نوازنده شادمانی در گوشم آواز خاص و زیبایی را نواخت.
آن که میکشتش خمار هجر در کنج ملال
از شراب وصل ساغرهای مالامال زد
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر درد دوری محبوبش در گوشهای از غم و اندوه جان میسپرد، حالا از شراب وصال و جامهای پر از سرخوشی لذت میبرد.
پیش از آن کاید به اقبال آن شه اقلیم حسن
جانم از تن خیمه بیرون بهر استقبال زد
هوش مصنوعی: قبل از آنکه آن پادشاه زیبا من را بخورد و خوشبختیاش را به سرنوشت من تقدیم کند، از بدنم برای استقبال از او خارج شدم.
محتشم زد بر سپاه غم شبیخون شاه وصل
بر به ملک دل ز عشرت خیمهٔ اجلال زد
هوش مصنوعی: محتشم بر اردوگاه غم حملهای آورد و در سرزمین دل، خیمهای از شادی و زیبایی برپا کرد.