برگردان به زبان ساده
ای آفتاب از مه روی تو آیتی
تاریک شب ز ظلمت مویت کنایتی
هوش مصنوعی: ای خورشید، چهرهات مانند نشانهای است که در شب تاریک، ظلمت مویت به تصویر کشیده میشود.
جز پیر میفروش پی دفع درد و غم
از هیچ کس به عمر ندیدم کفایتی
هوش مصنوعی: فقط از پیر میفروش میتوان درمانی برای درد و غم پیدا کرد و در عمرم هیچ کس دیگری را ندیدم که بتواند این مشکل را حل کند.
سرو چمن ز قامت دلجوت جلوهای
آب خضر ز لعل لبانت کنایتی
هوش مصنوعی: به زیبایی قامت دلنشین تو، مانند نمایش خاصی در چمن است و لبهای لعلگونت مانند آب خضر، نمادی از حیات و روشنایی هستند.
در هر سری ز سنگ جفایت نشانهای
در هر دلی ز آتش عشقت سرایتی
هوش مصنوعی: در هر چهرهای نشانهای از آسیبهای تو وجود دارد و در هر دل، آتش عشق تو خانه کرده است.
شاهی تو را سزد که توانی بنا، گرفت
هر دم به یک اشاره ابرو ولایتی
هوش مصنوعی: شایستهی توست که با تواناییات، ساختار و ادارهی امور را به دست بگیری، زیرا هر لحظه میتوانی با یک اشارهات، قدرت و تاثیر خود را بر سرنوشت نواحی مختلف بگذاری.
در فوج دلبران که به نصرت مُسلّمند
فرخندهتر ز سرو قدت نیست رایتی
هوش مصنوعی: در میان جمع دوستداران که به یاری تو همیشه آمادهاند، هیچ چیز به اندازهی پرچم زیبایی قد تو خوشبختی نمیآورد.
بپْذیر پند من که شنیدم ز کاملی
وز این صحیحتر نشنیدم روایتی
هوش مصنوعی: پند من را بپذیر؛ من از شخصی کامل نقل قولی شنیدم که این پند از هر چیز دیگری که شنیدم صحیحتر است.
مشکن دل کسی که به اجماع عقل و نقل
نبْود به هیچ کیش، بتر زین جنایتی
هوش مصنوعی: دل کسی را نشکن که بر اساس خرد و نقل، هیچ مذهبی ندارد؛ این کار بدتر از هر جنایت است.
غیر از علیّ و آل، نباشد «محیط» را
از کس امید لطفی و چشم عنایتی
هوش مصنوعی: جز علی و خاندان او، از کسی دیگر نمیتوان انتظار بخشش و مهربانی داشت.