برگردان به زبان ساده
آگهی دیگر چهها ای غارت جان کردهای
زلف را آشفته و خلقی پریشان کردهای
هوش مصنوعی: سراسر آگاهی، چه کارها کردهای که دلها را به درد آوردهای؛ زلفهایت را به هم ریخته و مردم را نگران و مضطرب ساختهای.
بر رخ خورشیدوَش افکندهای مشکین نقاب
روز ما را تیرهتر، از شام هجران کردهای
هوش مصنوعی: تو با آن نقاب سیاه که بر چهره خورشید انداختهای، روز ما را تاریکتر کردهای و ما را از شب جدایی عذاب میدهی.
ای کمانابرو، ز شرّ غمزهات افغان که باز
رخنهها ز آن ناوک دلدوز، در جان کردهای
هوش مصنوعی: ای کمانی که ابروهایت مانند نوار است، به خاطر خیالت ناله و فریاد میکنم؛ زیرا تیرهای زیبا و کشندهات به جان من نفوذ کرده و آزارم میدهد.
تا تو ای سرو خرامان، از کنارم رفتهای
جوی خون از دیدهای جاری به دامان کردهای
هوش مصنوعی: وقتی که تو ای سرو بلند و زیبا، از کنارم رفتهای، اشکهای من مانند جوی خون از چشمانم به زمین میریزد.
چشم بد دور از وجودت باد کز رخسار و قد
بزم ما را غیرت گلزار و بستان کردهای
هوش مصنوعی: چشم حسود از وجود تو دور باشد، چون زیبایی و قامت تو باعث شده که ما به غیرت گلها و باغها غبطه بخوریم.
تا گشودستی به شکرخنده لعل روحبخش
خون ز حسرت در دل لعل بدخشان کردهای
هوش مصنوعی: وقتی لبخند زیبایت را به نمایش گذاشتی، دلم از حسرت و زیبایی آن به خونی تبدیل شد که مثل رنگ لعل بدخشان در درونم جاری است.
ای عزیز مصر خوبی یوسف جان را اسیر
در، چه سیمین زنخ چون ماه کنعان کردهای
هوش مصنوعی: ای عزیز مصر، زیبایی جان یوسف را در چنگال اسیری دیدهای، تو که مانند ماه کنعان، زلفهایت و چهرهات نقرهای و زیباست.
مردمان گویند، بوسی را به صد جان میدهی
گر چنین باشد نگارا، خوب ارزان کردهای
هوش مصنوعی: مردم میگویند تو برای یک بوسه جان خود را هم میدهی، اگر اینطور باشد ای معشوق، تو خیلی کم قیمت شدهای.
ای بلای جان دمی بنشین که تا برخاستی
فتنهها برپا از آن بالای فتان کردهای
هوش مصنوعی: ای عشق جانسوز، لحظهای استراحت کن تا زمانی که دوباره به پا خیزی، آشوبها و مشکلاتی که از زیبایی تو به وجود آمده، سر برآورند.
زان چه کردستی عیان گفتیم جانا شمهای
لیک در عالم بسی آشوب پنهان کردهای
هوش مصنوعی: ما از کارهایی که کردهای، به وضوح حرف زدیم، ای محبوب؛ ولی در دنیا خیلی از آشفتگیها را پنهان کردهای.
ای امین خلوت شه، فخر کن بر عالمی
زان که عمری خدمت سلطان دوران کردهای
هوش مصنوعی: ای کسی که در کنار پادشاه هستی، به خود ببال و به دیگران افتخار کن، زیرا سالها خدمت به پادشاه زمانه کردهای.
خواستی تا همت از طبع امینی ای محیط
شهره خود را در سخن چو سلمان کردهای
هوش مصنوعی: اگر قصد داشتی که با اراده و پشتکار به چیزی دست یابی، باید بدانی که همچون سلمان، خود را در میان مردم برجسته کردهای.
گر وجودت کیمیا گردد، عجب منمای چون
جبههسایی در ره خسرو، فراوان کردهای
هوش مصنوعی: اگر وجودت به ارزش و خاصیتی ویژه مانند کیمیا تبدیل شود، تعجب نکن، چون مانند آن است که در راه یک پادشاه بزرگ، رفتارهای توجیهناپذیری انجام میدهی که خیلی زیاد است.
ناصرالدین شه که گردون گویدش ای شهریار
حلقهٔ فرماندهی در گوش کیوان کردهای
هوش مصنوعی: ناصرالدین شاه، که مانند پادشاهی بزرگ شناخته میشود، با قدرت و اقتدارش، در آسمانها به عنوان فرماندهای بزرگ شناخته شده و بر ستارهٔ کیوان (زحل) حلقهٔ فرماندهی را آویزان کرده است.