برگردان به زبان ساده
المنة الله که گرفتار کمندی
گشتیم و برستیم زهر قیدی و بندی
هوش مصنوعی: خوشا به حال ما که در دام عشق گرفتار شدیم و از بند و زنجیر رهایی یافتیم.
صد شکر که بخت خوش و اقبال بلندم
به نمود گرفتار سر زلف بلندی
هوش مصنوعی: بسیار سپاسگزارم که شانس خوب و سرنوشت خوبی نصیبم شده که در دام زیبایی موهای بلند او افتادهام.
شادم که به پای دل دیوانه نهادم
از سلسله ی زلف گره گیر تو بندی
هوش مصنوعی: از اینکه برای دل دیوانهام، به خاطر تو و به دنبال زلفهای گرهدار تو، خودم را به زنجیر کشیدهام، خوشحالم.
جز خال به روی تو ندیدم که به ماند
از سوخته بر آتش سوزنده سپندی
هوش مصنوعی: جز لک یا نشان زیبای تو، هیچ چیز دیگری ندیدم که از آتش جانسوز، همچون آن زغال سوخته و درخشان باشد.
بگشا به شکر خنده لب لعل و به بخشا
شوریده دلان را زکرم پسته و قندی
هوش مصنوعی: لبخند زیبا و شیرین تو، مانند شکر است که دلهای آشفته را آرام میکند و باعث شادی و خوشحالی میشود. با گشایش دل و شفقت، میتوانی دلهای نگران و ناراحت را شاد کنی.
چون خاک شدم پست، مگر بر سرم از مهر
روزی فکند سایه ی قد سرو بلندی
هوش مصنوعی: وقتی که به خاک و در نتیجه بیارزش شدم، امیدوارم روزی بر سرم سایهٔ محبت و مهربانی کسی مانند درخت سرو بلند بیفتد.
یا شاه سواری زسر لطف و کرامت
روزی کندم پی، سپهر سم سمندی
هوش مصنوعی: یک روز ممکن است که پادشاهی با محبت و بزرگواری خود، مرا به لطف و کرامتش به سوی آسمان رهنمون شود، مانند سویی که سم اسب در آسمان رایت میشود.
در سایه الطاف علی، شاه ولایت
ایمن شده، رستیم ز هر بیم و گزندی
هوش مصنوعی: با حمایت و رحمت علی، فرمانروای حقیقی، ما از هر خطر و آسیبی در امان هستیم و به آرامش رسیدهایم.
در صومعه تا چند توان بود «محیطا»
برخیز و قدم زن به ره میکده چندی
هوش مصنوعی: در مکانهای مذهبی تا چه زمانی میتوان باقی ماند؟ بلند شو و قدم به سوی میکده بگذار، مدتی را در آنجا بگذران.