برگردان به زبان ساده
ترسم آنست که ترسائی روی تو شوم
یا که هندوی بت خال نکوی تو شوم
هوش مصنوعی: میترسم که به قدری مجذوب زیبایی تو شوم که به حالت یک ترسا (پرستنده) درآیم یا اینکه به اندازه یک هندو، عاشق و دلباختهی زیباییات گردم.
به هوای سر کوی تو به بندم زنار
یا که آشفته تر از طرۀ موی تو شوم
هوش مصنوعی: به خاطر تو و زیباییهای دبستانت، یا به خاطر عشق و وابستگی به تو، خود را محدود میکنم یا اینکه بیشتر از آنچه که هستم دچار آشفتگی و پریشانی میشوم.
ترک ناموس کنم دست به ناقوس زنم
بکنشت آیم و زانسوی به سوی تو شوم
هوش مصنوعی: من برای دستیابی به محبوبم از اصول اخلاقی و برقراری پیوندهای اجتماعی کنارهگیری میکنم و میخواهم به سمت تو بیایم.
یا شوم رند و انا الحق به حقیقت گویم
یا هیاهو کنم و بندۀ هوی تو شوم
هوش مصنوعی: میخواهم یا فردی آزاد و بیپروا باشم و حقیقت را به صراحت بیان کنم، یا اینکه درگیر فریب و آرزوهای نفسانی شوم.
بیم بیماری آن نرگس بیمارم هست
ای خوش آنروز که قربانی کوی تو شوم
هوش مصنوعی: من به خاطر بیماری عشق تو رنج میبرم، ولی خوشحالم از اینکه روزی قربانی در مسیر تو خواهم شد.
ترک من؟ ترک جفا کن، ز من آموز وفا
ورنه از کف بدهم خوی و بخوی تو شوم
هوش مصنوعی: ترک کردن من؟ پس از من بدی نکن، از من وفاداری را بیاموز؛ وگرنه خوی و سرشت خود را از دست میدهم و به جای تو تبدیل میشوم.
من نه آن بلبل زارم که پس از بار فراق
قانع از لالۀ روی تو ببوی تو شوم
هوش مصنوعی: من نه آن بلبل افسردهای هستم که بعد از جدایی و دوری از تو فقط به بوی لالههای صورتت راضی باشم.
من که خمخانه و میخانه بیکباره کشم
کی دگر مست صراحی و سبوی تو شوم
هوش مصنوعی: من که به یکباره به دنیای شراب و شادی میروم، دیگر چطور میتوانم به مستی و حال و هوای تو برگردم؟
جویباری ز سرشک مژه دارم به کنار
حاش لله که به سیر لب جوی تو شوم
هوش مصنوعی: من یک جویبار از اشک مژههایم دارم و آرزو میکنم که کنار لبهای تو جاری شوم.
مفتقر واله و سرگشتۀ کوی تو شد
تا به کی در خم چوگان تو تو کوی تو شوم
هوش مصنوعی: من به شدت نیازمند و سردرگم در راه تو هستم و نمیدانم تا کی باید در این چوگان تو بازی کنم تا به آنجا برسم.