برگردان به زبان ساده
سینۀ تنگم مجال آه ندارد
جان بهوای لب است و راه ندارد
هوش مصنوعی: دل تنگ و بیحوصلهام جایی برای آه کشیدن ندارد، جانم به عشق لبهایش تنگ است و هیچ راه فراری ندارد.
گوشۀ چشمی به سوی گوشه نشین کن
زانکه جز این گوشه کس پناه ندارد
هوش مصنوعی: به گوشهای بنگر و به آن کسی که در تنهایی و دوری نشسته توجه کن، زیرا هیچ کس جز او در این گوشه، پناهی ندارد.
گرچه سیه رو شدم غلام تو هستم
خواجه مگر بندۀ سیاه ندارد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه چهرهام غمگین و تیره است، اما من همچنان خدمتگزار و بنده تو هستم. آیا نمیشود که یک بندهی سیاه، صاحب مانند تو داشته باشد؟
از گنه من مگو که زادۀ آدم
ناخلف استی اگر گناه ندارد
هوش مصنوعی: من را به خاطر گناهم سرزنش نکن، زیرا تو هم جزو آدمهایی هستی که ممکن است از گناه دور نباشند. اگرچه شاید به نظر بیاید که هیچ گناهی ندارند.
هر که گدائی ز آستان تو آموخت
دولتی اندوختی که شاه ندارد
هوش مصنوعی: هر کسی که از درگاه تو درخواست کند، ثروتی به دست آورده که هیچ پادشاهی ندارد.
گنج تجلی ز کنج خلوت دل جو
نیک نظر کن که اشتباه ندارد
هوش مصنوعی: در دل آرام خود به دنبال گنجی با ارزش و روشنایی باش. با دقت و نیک نظری به آن نگاه کن، زیرا در این جستجو هیچ اشتباهی وجود ندارد.
پیر خرد گر بخلوت تو برد پی
جز در آن خانه خانقاه ندارد
هوش مصنوعی: اگر انسان حکیمی به خلوت تو بیاید، میفهمی که جز در خانه آن زاهد، جایی برای آرامش و صفای دل وجود ندارد.
مهر تو در هر دلی که کرد تجلی
داد فروغی که مهر و ماه ندارد
هوش مصنوعی: محبت تو در هر قلبی که خود را نشان داده، نوری بخشیده است که نه به خورشید و نه به ماه شباهتی ندارد.
مهر گیاه است حاصل دل عاشق
آب و گل ما جز این گیاه ندارد
هوش مصنوعی: عشق و محبت به مانند گیاهی است که از دل عاشق جوانه میزند و ما که از خاک و آب ساخته شدهایم، تنها این عشق را داریم که بهعنوان میوه وجودمان ظهور میکند.
مفتقر از سر عشق دم نتوان زد
سر برود زانکه سرّ نگاه ندارد
هوش مصنوعی: عاشق فقیر نمیتواند با استفاده از عشق خود، به کسی آشکارا ابراز محبت کند، زیرا راز عشق او در نگاهش نهفته است و نمیتواند سرش را بالا ببرد و این راز را فاش کند.