برگردان به زبان ساده
آن یار لاله رو گر ما را نمی نوازد
سهلست، از چه ما را چون شمع می گدازد
هوش مصنوعی: اگر آن معشوق زیبای ما به ما محبت نکند، اشکالی ندارد؛ اما چرا ما مثل شمع در آتش عشق او بیتاب و ذوب میشویم؟
دل آب شد ز هجرش دیگر چسان بسوزد
امید وصل او نیست تا با غمش بسازد
هوش مصنوعی: دل از درد جدایی او به شدت رنج میکشد و هیچ راستی برای انتظار رسیدن به او باقی نمانده است، تا بتواند با غمهایش کنار بیاید.
عمریست در نیازم در پای سرو نازم
تا کی نیاز آرم تا چند او بنازد
هوش مصنوعی: سالهاست که به عشق و زیبایی یار نیازمندم، اما نمیدانم تا کی باید این نیاز را نشان دهم و او تا چند مدت میخواهد خود را زیبا نشان دهد.
غیر از نیازمندی از بندان نشاید
جانا تو نازنینی ناز از تو می برازد
هوش مصنوعی: جز نیازمندی چیزی از ما نمیخواهد، ای دوست؛ تو با ناز و کرشمهات باعث میشوی که دلها از عشق تو بیتاب شوند.
ای یکه تاز میدان در عرصۀ ملاحت
آهسته تا که عاش جان در رهت ببازد
هوش مصنوعی: ای کسی که در زیبایی حرف اول را میزنی، آرام باش تا اینکه عاشق جانش را در راه تو فدای عشق کند.
ترسم ز گرد راهت هم کس نشان نیابد
ور چون سمند گردون اندر پیت بتازد
هوش مصنوعی: نگرانم که کسی نتواند نشانهای از راه تو پیدا کند، اما اگر اسب آسمان به سوی تو بتازد.
گر مفتقر دهد جان در پای نازنینت
سر تا به اوج کیوان از شوق بر فرازد
هوش مصنوعی: اگر کسی با وجود نیاز و فقر، جان خود را در راه محبوبش فدای کند، از شوق و عشق به او تا اوج آسمانها بالا خواهد رفت.