برگردان به زبان ساده
ای بسته دل اندر خوان طمع
وی خسته تن از پیکان طمع
هوش مصنوعی: ای دل که در انتظار آرزوها هستی و به خاطر طمع به زحمت افتادهای، بدان که این طمع همچون پیکانی به تو آسیب میزند.
ای مرغ دلت پیوسته کباب
از نائرۀ سوزان طمع
هوش مصنوعی: ای پرنده دل، همیشه در آتش تمنا میسوزی و در حال کباب شدن هستی.
فریاد که آب رخت را ریخت
بر خاک مذلت، نان طمع
هوش مصنوعی: فریاد بزنید، که آب رخت بر خاک ننگ و ذلت ریخته شده و نان در نتیجه طمع و حرص به دست آمده است.
حیف است یوسف طبع عزیز
در بند و غل زندان طمع
هوش مصنوعی: حیف است که فردی با استعداد و ذو الفنون در اثر هوس و طمع به اسارت بیفتد.
از گنج قناعت بی خبری
ای دل که شدی ویران طمع
هوش مصنوعی: ای دل، تو از زیبایی قناعت ناآگاهی و به خاطر طمع، ویران و بینصیب شدهای.
یا آنکه بنه دندان به جگر
یا آنکه بکش دندان طمع
هوش مصنوعی: یا باید با دلدرد خود بسازی و تحمل کنی، یا اینکه آرزوها و خواستههای نابجا را رها کنی.
یا گوش بهر بد و نیک بده
یا آنکه به بند زبان طمع
هوش مصنوعی: یا گوش خود را برای شنیدن خوب و بد باز کن، یا اینکه در دام زبان و طمع گرفتار نشو.
بر حالت مفتقرت جانا
رحمی کن و بستان جان طمع
هوش مصنوعی: ای جانا، به حال دل شکستهام رحم کن و آرزوهای بیپایهام را از من بگیر.