برگردان به زبان ساده
برقی از غمزۀ مستی زد
آتش در خرمن هستی زد
هوش مصنوعی: یک شعله از زیبایی و جذابیت ناشی از مستی، آتشی در وجود و زندگی من افروخت.
تا فتنۀ آن رخ جلوه نمود
بنیاد مرا چه شکستی زد
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی او ظاهر شد، بنیاد وجود من را به شدت متزلزل کرد و شکستی عمیق بر من وارد آورد.
هندوی دو زلفش آشوبی
در جان یگانه پرستی زد
هوش مصنوعی: دو زلف معشوقهای هندو باعث ایجاد شور و هیجان در روح و جان فردی که یگانهپرست است، شده است.
رفتم که ببوسم پایش را
از بی لطفی سر دستی زد
هوش مصنوعی: من تصمیم گرفتم که پای او را ببوسم، اما به خاطر کملطفیاش، دستی به من زده شد.
بالای بلندش را نازم
کز ناز قدم بر پستی زد
هوش مصنوعی: من به زیبایی و لوندی او مینگرم که با ناز و کرشمهاش، از ارتفاعی که دارد، بر پایینترین جایگاه پا میگذارد.
صد همچو مفتقر خود را
تیری بفکند و بشستی زد
هوش مصنوعی: یک نفر که به شدت نیازمند است، خود را به مانند تیر به زمین میکوبد و دچار ناامیدی میشود.