برگردان به زبان ساده
تا چند باشی از ما گریزان
ما در قفایت افتان و خیزان
هوش مصنوعی: چند وقت دیگر میخواهی از ما دور بمانی؟ در حالی که ما از پشت سر تو در حال دنبال کردنت هستیم و گاه به بالا و پایین میرویم.
تا چند باشیم چون شمع سوزان
با شعلۀ آه، با اشک ریزان
هوش مصنوعی: چرا تا این حد به سوختن و سوزاندن خود ادامه دهیم، مانند شمعی که با شعلههای آه و اشک میسوزد؟
تا چند بینند اهل بصیرت
جور دمادم از بی تمیزان
هوش مصنوعی: چرا عدهای با درک و بینش درست، پیوسته نادانی و بیفرهنگی را مشاهده میکنند؟
بنهاده تا چند بر خاک ذلت
روی مذلت خیل عزیزان
هوش مصنوعی: نمیدانم تا کی باید بر زمین ذلت و خوارگی سر بگذارم و شاهد آسیب دیدن عزیزانم باشم.
بیداد خوبان خوبست لیکن
ای سنبل تر قدری به میزان
هوش مصنوعی: بدرفتاری خوبیها نیز خوب است، اما ای سنبل، تو هم قدر و ارج خود را بدان.
گر خون ما را جانا بریزی
لیک آبروی ما را مریزان
هوش مصنوعی: اگر چه جان ما را بگیری، اما آبرویمان را حفظ کن.
تا یاد موی و بوی تو کردم
آهوی طبعم شد مشک بیزان
هوش مصنوعی: وقتی که به یاد مو و عطر تو میافتم، حواسم به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد و مانند آهو در بیابان سرگردان میشود.
گر مفتقر را پیرایهای نیست
نبود به ار حسن در بیجهیزان
هوش مصنوعی: اگر کسی فقیر باشد، هیچ تزیینی ندارد، بنابراین زیبایی در بیجهیزهها وجود ندارد.