برگردان به زبان ساده
بخدا کز تو نگیرم دل و رو برنکنم
کافرم چارۀ دل را گر از این در نکنم
هوش مصنوعی: به خدا قسم که اگر از تو دل ببرم و روی برگردانم، بیدین هستم. زیرا چارهای برای دل ندارم مگر اینکه از این در وارد شوم.
رسم خوبان جهان گرچه وفاداری نیست
بی وفائی ز تو البته که باور نکنم
هوش مصنوعی: اگرچه در جهان زیبا رویان به وفاداری پایبند نیستند، اما من هرگز نمیتوانم به بیوفایی تو ایمان بیاورم.
ناله، دانم ندهد سود و به جائی نرسد
من که جز ناله ندارم چکنم گر نکنم
هوش مصنوعی: میدانم که ناله کردن فایدهای ندارد و به هیچجا نمیرسد، اما اگر غیر از ناله چیزی ندارم، باید چه کار کنم اگر ناله نزنم؟
سیل اشک من سودا زده بنیاد کن است
لیک با شعلۀ دل دامن خود تر نکنم
هوش مصنوعی: اشکهای من به خاطر عشق و جنونم مانند سیل جاری است، اما با وجود این، نمیخواهم آتش دل خود را خاموش کنم یا به دامن خود آسیب بزنم.
روزگاریست چنان تیره تر از شب که دگر
بیم یک روزی از این روز سیه تر نکنم
هوش مصنوعی: زمانه به قدری تاریک و غمانگیز است که دیگر از اینکه یک روز وضعیت اینچنینی بدتر شود، نگرانی ندارم.
زندگانی که بسر رفته به بی سامانی
نه عجب گر پس از این فکر تن و سر نکنم
هوش مصنوعی: زندگی که گذشت و به درهم ریختگی انجامید، عجیب نیست اگر پس از این دیگر به فکر جسم و جانم نباشم.
دل که آئینۀ صافیست چه خوش باشد اگر
به غم و غصۀ بیهوده مکدّر نکنم
هوش مصنوعی: دل مانند یک آینه صاف است که زیباست، اگر از نگرانیها و ناراحتیهای بیمورد پر نشود.
دولت طبع روان ملک خداداد من است
میل دارائی دارا و سکندر نکنم
هوش مصنوعی: سرنوشت و خوشبختی من به لطف خداوند است و من هرگز به دنبال ثروت و دارایی مانند داریوش و سکندر نخواهم رفت.
مفتقر خرقۀ فقر است گرامی دارش
که به دیبای ملوکانه برابر نکنم
هوش مصنوعی: فقر و دشواری زندگی هر چند که در ظاهر ناپسند به نظر میرسد، اما ارزش و مقام خاصی دارد. باید به آن احترام گذاشت و نمیتوان آن را با چیزهای با ارزش دنیایی مقایسه کرد.