برگردان به زبان ساده
من به ناخن غم سینه میخراشم
فی المثل چه فرهاد کوه میتراشم
هوش مصنوعی: من با ناخنهای غم، سینهام را میخراشم، مانند آنکه فرهاد با دستانش کوه را میکند.
خاکساری تو کرده فرش راهم
غمگساری تو صاحب فراشم
هوش مصنوعی: فرشی که زیر پای من است، به خاطر تو و احساس غم تو، گلباران شده و من از این طریق به تو ارادت دارم.
گر ز دست جورت نالهای بر آرم
بر سر جهانی خاک غم بپاشم
هوش مصنوعی: اگر به خاطر تو صدایی از سر اندوه بلند کنم، بر روی همهی دنیا غم را میپاشم.
دور باش غیرت رانده آن چنانم
کز ره خیالت نیز دور باشم
هوش مصنوعی: از دوری تو و احساس غیرتی که در من ایجاد کرده، آنقدر از خیال تو دورم که حتی از یاد تو نیز فاصله گرفتهام.
ای لب و دهانت رشک چشمۀ نوش
چارهای و رحمی زانکه ذو العطاشم
هوش مصنوعی: ای لب و دهان تو مشابه چشمۀ نوشی است که همه را به سوی خود جلب میکند و برای مردم تشنه، مرهمی و رحمتی میباشد.
روی نازنینت بوی عنبرینت
راحت معادم عشرت معاشم
هوش مصنوعی: عزیزم، بوی خوشی که از تو میآید، آرامش بخش من است و خوشیهای زندگیم را به یاد میآورد.
بند بندم از غم همچو نی بنالد
در هوای کویت بس که در تلاشم
هوش مصنوعی: درد و غم من چنان زیاد است که مانند نی در فراق تو ناله میکند. به خاطر عشق و اشتیاقم برای تو، ناچار در تلاش و کوششم.
مفتقر ندارد جز کلافۀ لاف
این بود متاعم وین بود قماشم
هوش مصنوعی: کسی که در فقر به سر میبرد، تنها به خودگویی و فخر فروشی تکیه میکند و زندگیاش به همین سخنان بیاساس خلاصه میشود.