برگردان به زبان ساده
آوردهاند کی روزی در نشابور جمعی از بزرگان چون محمد جوینی و استاد اسماعیل صابونی و استاد ابوالقسم قشیری در خدمت شیخ بودند و میگفتند تا ورد هر یکی در شب چیست. چون نوبت به شیخ رسید گفتند ای شیخ ورد تو چیست؟ شیخ ما گفت هر شب میگوییم کی یارب درویشان را فردا چیزی خوش ده تا بخورند. ایشان به یکدیگر نگریستند و گفتند ای شیخ این چه ورد باشد؟ شیخ گفت که مصطفی علیه السلام گفته است: اِنَّ اللّه تَعالی فی عَونِ العَبدِ مادامَ العَبْدُ فی عَونِ اَخیهِ المُسْلِم ایشان اقرار دادند کی ورد شیخ تمامتر است. دقیقه درین حکایت اینست کی شیخ بدیشان نمود کی آن وردی کی شما میخوانید و نمازی میکنیدبرای ثواب آخرت و طلب درجه میکنید و این نصیب نفس شماست، اگر نیکی میطلبید هم برای روزگار خویش میخواهید و همگی اوراد و دعوات ما موقوف و مصروفست بر نیکی خواستن برای غیر پس این تمامتر. چنانک در سخنان یکی از مشایخ بزرگست که در مناجات میگفت: خداوندا اعضا و جوارح مرا روز قیامت چندان گردان کی هفت طبقۀ دوزخ از اعضا و جوارح من چنان پر گردد کی هیچ کس را جای نماند. هر عذاب کی همۀ بندگان خویش را خواهی کرد بر نفس من نه تا من داد از نفس خود بستانم و او را به مراد خویش ببینم و بندگان از عقوبت خلاص بیابند.
هوش مصنوعی: روزی در نشابور جمعی از بزرگانی چون محمد جوینی و استاد اسماعیل صابونی و استاد ابوالقسم قشیری در خدمت شیخی نشسته بودند و درباره ذکری که هر یک در شب میخواندند صحبت میکردند. وقتی نوبت به شیخ رسید، از او پرسیدند که ورد تو چیست؟ شیخ جواب داد که هر شب میگوید: «خدايا، به درویشان چیزی خوش ده تا فردا بخورند.» بزرگان به یکدیگر نگریستند و گفتند: «ای شیخ، این چه وردی است؟» شیخ در پاسخ گفت: «مصطفی علیه السلام فرموده است که خداوند در یاری بندگان است، تا زمانی که بندگان به یاری برادران مسلمان خود در بیفتند.» بزرگترها پذیرفتند که ورد شیخ از همه بهتر است. نکته اصلی در این داستان این است که شیخ به آنان نشان داد که آن وردهایی که شما میخوانید و نمازی که میخوانید برای ثواب آخرت و کسب درجات است و این تنها به نفع نفس شماست. اگر نیکی میطلبید، باید هم برای حال خود و هم برای دیگران باشد. همچنین یکی از مشایخ در مناجات خود میگفت: «خداوندا، اعضا و جوارح مرا طوری بساز که هفت طبقۀ دوزخ از اعضای من پر شود و هیچ کس را جایی باقی نماند. هر عذابی که برای بندگان خود در نظر داری، بر نفس من بیاور تا من بتوانم داد از خود بستانم و دیگران از عذاب رها شوند.»