برگردان به زبان ساده
شب مژده وصال شنیدم، نیامدی
بسیار انتظار کشیدم، نیامدی
هوش مصنوعی: در شب خبری از دیدار تو شنیدم، اما تو نیامدی. مدت زیادی منتظر ماندم، اما هنوز هم نیامدی.
تا غیر شاد گردد و من منفعل، ترا
هرچند سوی خود طلبیدم، نیامدی
هوش مصنوعی: مدتهاست که در جستجوی توام و امیدوارم که تو به سوی من بیایی، اما هر بار که به تو نیاز دارم، تو ناپدید میشوی و این من را رنج میدهد.
در وصل، خویش را نرساندی اجل به من
زهر فراق تا نچشیدم، نیامدی
هوش مصنوعی: در زمان وصال، مرگ نتوانست مرا به تو برساند و در جدایی، زهر فراق را به من نچشاندی، پس تو هرگز نیامدی.
دی میگذشتی از در محنتسرای من
هرچند از پی تو دویدم، نیامدی
هوش مصنوعی: دیروز از کنار خانهی غمگین من میگذشتی، هرچند که برایت دنبال تو دویدم، اما تو نیامدی.
تا آمدی، رسید به جان میلی از غمت
تا از غمت به جان نرسیدم، نیامدی
هوش مصنوعی: وقتی تو آمدی، احساس کردم که غم تو به جانم رسیده است، اما تا زمانی که غم تو به من نرسید، تو به نزد من نیامدی.