برگردان به زبان ساده
به بالین من در تب غم نیایی
وگر جان سپارم به ماتم نیایی
هوش مصنوعی: اگر به سراغم نیایی و در کنارم نباشی در حالی که از درد و غم رنج میبرم، حتی اگر در نهایت جانم را از دست بدهم و به خاطر این غم عزاداری کنم، باز هم تو نخواهی آمد.
به پرسیدنم بس که تقصیر کردی
کنون از خجالت به سویم نیایی
هوش مصنوعی: به دلیل خطاهایت آنقدر از من سؤال کردی که حالا به خاطر شرم و حیا نمتوانی به نزد من بیایی.
مرا کشتی و بهر دفع گمان هم
به پرسیدن اهل ماتم نیایی
هوش مصنوعی: تو مرا غرق کردی و برای اینکه دیگران دربارهام گمان نکنند، حتی به سراغ اهل ماتم هم نیامدی تا از حال من بپرسی.
چنان زار کشتی مرا کز خجالت
کنون برسر خاک ما هم نیایی
هوش مصنوعی: به شدت مرا آزردهخاطر کردی، طوری که الان از شرم نمیتوانی حتی به خاک ما نزدیک شوی.
دلا همچو میلی برون میبری جان
اگر سوی آن زلف پرخم نیایی
هوش مصنوعی: ای دل، تو چنان همچون میمستی، اما اگر به سوی آن زلف پریشان نروی، جانت را به کجا میبری؟