برگردان به زبان ساده
بر خویش نهد تهمت غمخوارگی من
تا غیر شود در پی آوارگی من
هوش مصنوعی: او بر دوش خود بار درد و غم من را میگذارد تا دیگران از رنج و آوارگی من دور شوند.
مشغول به نظاره اویم من رسوا
چندان، که جهانی شده نظّارگی من
هوش مصنوعی: من به تماشای او مشغولم و اینقدر در این کار رسوا شدهام که تمام دنیا به تماشای من در حال تماشاگری او متوجه شدهاند.
خجلتزده گشتیم من و چارهگر از هم
از بس که فرومانده به بیچارگی من
هوش مصنوعی: من و راهحلجو از شرمندگی در برابر هم خجالتزده شدیم، چرا که به اندازهای در مشکلات و درماندگی من مانده بودیم.
دل جمع ز باز آمدنم کرده مرانم
اندیشه کن از رفتن یکبارگی من
هوش مصنوعی: دل خود را از فکر بازگشت من برهان، به این موضوع فکر کن که من یکباره سفر کردهام.
میلی دهد از رشک فریبم به می و جام
تا یافته کیفیت خونخوارگی من
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به نوشیدن شراب و لذتهای آن اشاره میکند و میگوید که به خاطر حسادت دیگران، او را به می و جام دعوت میکنند. این دعوت برای او فرصتی است تا ویژگیهای سختگیری و خونخوارگی خود را به تصویر بکشد و نشان دهد که درونش چه احساساتی وجود دارد.