برگردان به زبان ساده
از بس که بزم مهر و وفا گرم کردهام
بازار التفات ترا گرم کردهام
هوش مصنوعی: از آنقدر که در جمع محبت و صداقت حضور داشتهام و این فضا را پر از گرمی و صمیمیت کردهام، توانستهام توجه و محبت تو را جلب کنم.
ایام، چون فتیله داغم تمام سوخت
تا همچو شمع، پیش تو جا گرم کردهام
هوش مصنوعی: روزها مانند فتیلهای داغ و سوخته است و من همچون شمعی در کنار تو نشستهام تا گرمیام را به تو منتقل کنم.
با من ز اعتماد وفا بر سر جفاست
هنگامه جفا، به وفا گرم کردهام
هوش مصنوعی: به من اعتماد کردهای، اما این اعتماد به وفا تبدیل نشده و در واقع دعوا و آزار به وجود آورده است. در حالی که من در پاسخ به این آزار، خود را به رعایت وفا متعهد کردهام.
آن طفل را ز گرمی اظهار عاشقی
در عشوه با وجود حیا گرم کردهام
هوش مصنوعی: من این طفل را با عشق و محبت گرم کردهام، با اینکه خودش حیا دارد و در عین حال به عشق خود ابراز میکند.
خوبان، ترحمی! که چو میلی در آتشم
تا اختلاط را به شما گرم کردهام
هوش مصنوعی: خوبان، به من رحم کنید! زیرا در حال حاضر حسی در وجودم مشعل آتش را روشن کرده و این احساس باعث شده که این عشق و شور به شما افزوده شود.