برگردان به زبان ساده
هلاک جان خود زان غمزه خونخوار فهمیدم
به جانم کار دارد، از هوای کار فهمیدم
هوش مصنوعی: متوجه شدم که از آن نگاه خطرناک و کشنده، کارم به جاهای باریک کشیده شده و جانم در خطر است. از آن احساس و حالتی که پیدا کردم، فهمیدم که او قصد دارد با من کاری کند.
خراب مجلس دوشم، که از اغیار در مستی
شکایت گونهای کردی که صد آزار فهمیدم
هوش مصنوعی: در شب جشن و شادی، وقتی مست بودم، تو به غیبت از دیگران مشغول بودی و شکایتهای تو باعث شد تا من از درد و رنج آنها باخبر شوم.
گمان وعده دیدار او با کس نمیبردم
ز تاب انتظار آوردن اغیار فهمیدم
هوش مصنوعی: من هرگز فکر نمیکردم که او روزی با کسی ملاقات کند و در حالی که به انتظار او نشسته بودم، متوجه شدم که دیگران در این زمینه با او ارتباط برقرار کردهاند.
چنان امیدواری پشتگرمم داشت در بزمش
که صد عذر صریحم گفت و من دشوار فهمیدم
هوش مصنوعی: در مهمانی او چنان از حمایت و امیدواری او برخوردار بودم که حتی وقتی صریحاً عذر خواهی کرد، نتوانستم به راحتی متوجه شوم.
نگاهی کردی و انداختی در بیم و امیدم
چه بود این حرف کز وی مدعا بسیار فهمیدم
هوش مصنوعی: تو به من نگاهی انداختی و من در دل خود به بیم و امید افتادم. این سخن تو مرا به این فکر واداشت که از آنچه گفتی، معانی زیادی برداشت کردم.
ز بدخویی چه کردی با دل آزرده میلی
که امشب داشت آزاری که بیاظهار فهمیدم
هوش مصنوعی: با بدخلقیهایت چه بر سر دل آسیبدیدهام آوردی؟ میل و حس خاصی که امشب داشتم، درد و رنجی را به همراه آورد که بدون اینکه بگویم، آن را درک کردم.