شمارهٔ ۱۶۸
میلی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۶۸
در عشق ز جان و تن که گوید؟
وز مردن و زیستن که گوید؟
آسایش گلخنی چه باشد؟
ز آرایش انجمن که گوید؟
با لذت داغ تازه عشق
از تازه گل چمن که گوید؟
درمانده به خویش، هر که بینی
در انجمنش ز من که گوید؟
با تلخی روزگار میلی
از سختی کوهکن که گوید؟
شمارهٔ ۱۶۷: سر ره چشم او بر دل نگیرد
شمارهٔ ۱۶۹: از بس که دایم بیگنه آزردهام از یار خود
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
در عشق ز جان و تن که گوید؟
وز مردن و زیستن که گوید؟
هوش مصنوعی: در عشق، کسی نمیتواند از جان و تن صحبت کند. همچنین، در مورد زندگی و مرگ نیز چیز زیادی برای گفتن وجود ندارد.
آسایش گلخنی چه باشد؟
ز آرایش انجمن که گوید؟
هوش مصنوعی: آسایش در یک جایی که از آرامش و زیبایی خبری نیست، چه مفهومی دارد؟ چه کسی میتواند از زیبایی و تزئینات یک جمع دوستانه بگوید؟
با لذت داغ تازه عشق
از تازه گل چمن که گوید؟
هوش مصنوعی: عشق تازه و داغی که دل را میسوزاند، چطور میتواند از زیبایی و تازگی گلهای چمن بگوید؟
درمانده به خویش، هر که بینی
در انجمنش ز من که گوید؟
هوش مصنوعی: هر که را در جمع میبینی که درمانده و ناامید است، به جز من چه کسی میتواند در مورد او صحبت کند؟
با تلخی روزگار میلی
از سختی کوهکن که گوید؟
هوش مصنوعی: اگر چه روزگار تلخ و سخت است، اما آیا کسی هست که از زحمات و تلاشهای کوهکن ها چیزی بگوید یا تمایلی به پذیرش این سختی ها داشته باشد؟