برگردان به زبان ساده
زان زهر چشم، بس که دلم تلخکام شد
برکام او شراب تمنّا حرام شد
هوش مصنوعی: به خاطر زهرچشمی که به من نشان داده شد، دلام بسیار تلخ و ناامید شده است و دیگر لذت بردن از خواستههایم برایم ممکن نیست.
کردم سلام و فایده این یافتم که دل
نومید بعد ازین ز جواب سلام شد
هوش مصنوعی: سلامی کردم و دیدم که با این کار، دل ناامیدم بعد از این خوش شد و امیدوار به پاسخ سلامم شد.
بیون نرفت لذّت وصل تو از دلم
هرچند هجر در صدد انتقام شد
هوش مصنوعی: لذت نزدیکی تو هرگز از دلم نرفت، هرچند جدایی تلاش کرد تا از من انتقام بگیرد.
دل با صد اهتمام ندید از لب تو کام
نومید آخر از تو به سعی تمام شد
هوش مصنوعی: با تمام تلاش و احساسی که داشتم، نتوانستم از لبان تو چیزی به دست بیاورم و در نهایت از تو ناامید شدم، اما با تمام کوششهایم به نتیجه رسیدم.
در کین زمانه را شده شرمایه فریب
شرین لبی که جانم ازو تلخکام شد
هوش مصنوعی: در این زمان، دنیا باعث شرمندگی من شده و فریب لبهای شیرین، مرا به تلخی و ناامیدی کشانده است.
میلی به لطف او ننهی دل، که پیش ازین
مخصوص بنده بود نگاهی که عام شد
هوش مصنوعی: دل را به لطف و محبت او وابسته نکن، چرا که قبلاً فقط خود او نگاه ویژهای به بندهاش داشت، اما حالا این نگاه به همه رسیده است.