برگردان به زبان ساده
از بخت همیشه سرنگونم
زیرا که چو دیگران نه دونم
هوش مصنوعی: من همیشه از بخت خود نالانم، زیرا که برخلاف دیگران، خود را کوچک نمیشمارم.
زین عمر که کاست انده دل
هر روز همی شود فزونم
هوش مصنوعی: در این عمر که به مرور زمان غم و اندوه قلبم بیشتر میشود، هر روز بر سنگینی این احساس افزوده میشود.
زیبد که منی کنم ازیراک
از دل میم و ز پشت نونم
هوش مصنوعی: بهتر است که من خود را از دلِ میم و از پشتِ نون، جدا سازم.
ای چرخ تو چندم آزمایی
زر و گهری به آزمونم
هوش مصنوعی: ای دوران زندگی، چند بار قرار است من را با زر و جواهر آزمایش کنی؟
پیوسته ز بهر تنگ زندان
چون مار همی کنی فسونم
هوش مصنوعی: همواره به خاطر زندان تنگ خود، مانند ماری جادوگری میکنم.
جز بر تن و جان من نکویی
از خلق بر تن من زبونم
هوش مصنوعی: تنها چیزی که شایسته و نیکو بر من قرار دارد، تنها نیکیهایی است که از جانب خودم و نه از دیگران است. من در برابر نیکیهای دیگران همچنان در وضعیتی ضعیف و زبون هستم.
در حبس بدین چنین زمستان
ترسم که فزون شود جنونم
هوش مصنوعی: در این زمستان سرد که در حبس هستم، میترسم که دیوانگیام بیشتر شود.
بگداخت ز گریه دیدگانم
در سر باشد فسرده خونم
هوش مصنوعی: چشمهایم از گریه به شدت داغ شده و خونم در درونم یخ زده است.
پر پنبه و آرد شد در و بام
من گرسنه و برهنه چونم
هوش مصنوعی: خانهام پر از وسایل بیفایده شده، اما من همچنان گرسنه و بیپوشش هستم.
هر چند به کام و رأی من نیست
بخت بد و دولت زبونم
هوش مصنوعی: با اینکه سرنوشت و شانس من بر وفق مرادم نیست، اما من به خاطر بدشانسی و شرایط نامساعدم احساس تهیدستی میکنم.
گنگیست چو چوب همنشینم
کوریست چو سنگ رهنمونم
هوش مصنوعی: اگر در کنار کسانی باشم که بیاحساس و بیعاطفه هستند، احساس خاموشی و سردی در وجودم ایجاد میشود، و در چنین شرایطی، راهنمایی که دور از احساس و بیتحرک باشد، به حس من چیزی نمیافزاید.
شکر ایزد را که اندرین حبس
از دیدن سفلگان مصونم
هوش مصنوعی: از خداوند سپاسگزارم که در این دوران سخت و محدودیتها از دیدن افراد پست و پایین محفوظم.