برگردان به زبان ساده
این دو شغل برید و عرض به تو
یافته خرمی و زیبایی
هوش مصنوعی: این دو کار را رها کن و به تو خوشی و زیبایی دست داده است.
روی این را همه بیفروزی
صدر آن را همه بیارایی
هوش مصنوعی: به این معناست که با زیبایی و درخشش خود، فضای اطراف را روشن و جذاب کنی، و بر صدر کارها و امور، نظم و آراستگی ببخشی.
چون پدید آمدی تو بر هر کس
چون که بر من پدید می نایی
هوش مصنوعی: هرگاه تو در وجود هر کسی ظاهر میشوی، همانگونه که برای من نمایان میگردی.
در حق کار من کجا کردی
آن شگرفی و آن نکورایی
هوش مصنوعی: در مورد عملکرد من، آن شگفتی و خوبی که انتظار میرود کجا رفته است؟
مهتر چرخ همتی ز چه رو
همت مهترانه ننمایی
هوش مصنوعی: چرا به جای تلاش و ارادهی بزرگ، به سادگی قناعت میکنی و همت والای خود را نشان نمیدهی؟
چه گماری حسود را بر من
که شدم زین زحیر سودایی
هوش مصنوعی: حسود چه بدخواهی برای من دارد که به دلیل این درد و رنج، به حالتی دیوانهوار دچار شدهام.
خنده ها می زند به خوش منشی
طنزها می کند به رعنایی
هوش مصنوعی: خندهها نشاندهندهی خوشاخلاقیاند و شوخیها زیبایی را به نمایش میگذارند.
زیبدت گر کنی چرا نکنی
داری اصل و جمال و برنایی
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و جمال داری، چرا از آن استفاده نمیکنی؟ تو هم اصالت و هم زیبایی و شکوهمندی را داری.
هر چه خواهی همی توانی کرد
دستگه داری و توانایی
هوش مصنوعی: هر چیزی که بخواهی، میتوانی انجامش دهی؛ چون ابزار و توانایی لازم را داری.
تو مرا چون که شادمان نکنی
کاسمان جاه و مشتری رایی
هوش مصنوعی: شما اگر مرا شاد نکنید، هیچ ارزشی در مقام و مرتبت اجتماعی ندارید.
خشک رودی چرا کنی بر من
چون تو را هست خوی دریایی
هوش مصنوعی: چرا با من مانند یک رود خشک رفتار میکنی، در حالی که تو طبیعتی مانند دریا داری؟
اصل فتحی بلی که بوالفتحی
کارک من چرا به نگشایی
هوش مصنوعی: فتحی واقعی از آن بوالفتح است، اما چرا تو در کارهای او را باز نمیکنی؟
آن رشیدی رشید را مطلق
آنچه می بایدم بفرمایی
هوش مصنوعی: من باید تمام چیزهایی را که لازم است به آن مرد رشید بگویم.
از تنم بار رنج برداری
وز دلم زنگ ننگ بزدایی
هوش مصنوعی: بار رنج و مشکلات را از دوشم بردار و لکههای ننگ و عیب را از دلم پاک کن.
دفتر نظم را که پیش منست
بابی از مدح خود درافزایی
هوش مصنوعی: کتاب شعری که در دست دارم، بخشی از آن را به ستایش خود اختصاص دادهام.
من به اقبال تو برآسایم
تو ز گفتار من برآسایی
هوش مصنوعی: من با خوششانسی تو آرام میگیرم و تو نیز از سخنان من آرامش میگیری.
شکر من شکر یک جهان انگار
که منم یک جهان به تنهایی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که فردی به قدری سپاسگزار است که احساس میکند تمام دنیا به او تعلق دارد، و این احساس شکرگزاری او را در مقامی بالاتر قرار داده است. او حس میکند که با نعمتها و شکرگزاریاش، تمام جهان را در خود دارد.
دولت اهل فضل بر جایست
تا تو در دولتی و بر جایی
هوش مصنوعی: اگر اهل دانش و فضیلت بر سر جای خود باشند، تو نیز در موقعیت و مقام خود قرار خواهی گرفت.