برگردان به زبان ساده
چو رام از تیر جادو گشت مجروح
به خاک افتاد همچون جسم بی روح
هوش مصنوعی: وقتی که رام بر اثر تیر جادو مجروح شد، به زمین افتاد و همچون جسمی بیروح به نظر میرسید.
سپاه از بیم گشته دل به دو نیم
که جان بر تن نخستین داد تقدیم
هوش مصنوعی: از وحشت دشمن، دل سپاه دو نیم شده است و جان خود را با نخستین فداکاری تقدیم کردهاند.
به بالینش ستاده شاه میمون
همی گفتی فشاندی از مژه خون
هوش مصنوعی: در کنار بسترش، پادشاهی ایستاده بود و میگفت که تو با چشمانت اشکهایی به مانند خون ریختی.
به یاران گف ت هم جا نیست اندوه
که باشد جشن مردان مرگ انبوه
هوش مصنوعی: به دوستانم گفتم که در این مکان جایی برای نگرانی نیست؛ چرا که اینجا جشن پیروزی مردانی است که در برابر مرگ سکوت نکرده و به نبرد رفتهاند.
ولیکن پردلان آهن آشام
شده یکسر پریشان چون دلارام
هوش مصنوعی: اما دلیران، که زرهآور شدهاند، یکباره نگران و مضطرب گشتهاند، مانند دلبر.
به حدی رفته از گردان تهور
که خون می شد دل از سهم تصور
هوش مصنوعی: به اندازهای از مرزهای شجاعت فراتر رفته که دل از ترس و تصور به تپش درآمده است.
ز سهم تیر جادو با دل ریش
پراکندند همچون روزی خویش
هوش مصنوعی: از اثر تیر جادو، دلهای زخمی را پراکندهاند همچون روزی که خود را تقسیم کردند.
دلاسا داده گفتی شاه میمون
که شد از بیم تان بدخواه دلخون
هوش مصنوعی: ای دلا، تو به من گفتی که شاه میمون، از ترس شما، دشمنی دلشکسته و ناراحت شده است.
دل خود را دمی بر جای دارید
لوای سعی را بر پای دارید
هوش مصنوعی: لحظهای دل خود را در آرامش نگهدارید و تلاش و کوشش خود را ادامه دهید.
چو مردان جان ببازید از پی نام
مسوزانید دل از خستن رام
هوش مصنوعی: وقتی مردان جان خود را فدای کسب نام میکنند، دل خود را از غم و رنج خالی سازید.
که آخر رام هم خواهد شفا یافت
چه شد از بخت گر روزی جفا یافت
هوش مصنوعی: حتی آخرین فردی که دچار سختی و مشکل شده، روزی به آرامش و درمان خواهد رسید. چه اتفاقی افتاده که روزی بدی از سرنوشت به او رسیده است.
به روز بدکنون سویش نبین ید
به چشم اولین، رویش ببینید
هوش مصنوعی: به زمان سخت و بد، به او نگاه نکن؛ بلکه با چشمانی که از ابتدا آشنا هستند، به چهرهاش توجه کن.
بسی زین گونه گفت آن صاحب هوش
نکرده لیک حرف او کسی گوش
هوش مصنوعی: بسیاری از انسانها مانند آن فرد باهوش، خیلی چیزها را میگویند، اما متاسفانه حرفهای آنها توسط کسی شنیده نمیشود.
ندیده باز پس از گفته اش کس
هوا خواهش ببیکن بوده و بس
هوش مصنوعی: پس از آنکه حرفش را گفت، کسی را ندید که به او علاقهمند باشد و فقط همین کافی بود.
چو نشیند از زبان او کسی پند
بر ابروی کهن چین نو افکند
هوش مصنوعی: زمانی که کسی از لبان او نصیحتی بشنود، بر ابروهای چیندار و کهنهاش نقش تازهای میزند.
که هر جا هر که خواهد گو برو زود
که ناخوشنودم از شخصی نه خشنود
هوش مصنوعی: هر جا که بروی، هر کسی را که بخواهی، سریع برو، زیرا من از کسی ناراضی هستم و از کسی هم راضی نیستم.